محمود سامانى
96
مناسبات ايرانيان با حجاز در دوره هاى مختلف تاريخ اسلامى ( فارسى )
شد . آنان با پيشروى به غرب ايران ، بر بغداد ( سال 447 ه . ق ) و بر آل بويه شيعىمذهب كه دوران انحطاط و ضعف خود را مىگذراند ، چيرگى يافتند و در قامت منجى دستگاه خلافت و قدرت واقعى قد برافراشتند . قائم بالله خليفه عباسى ، قدرت سياسى را به طور رسمى به طغرل سلجوقى ، مؤسس سلجوقيان تفويض كرد . « 1 » اين سلسله تركتبار با وجود همسويى مذهبى با خلفاى عباسى و هضم شدن آنها در بافت فرهنگى اسلام ، به خلفا مجال احيا و بازسازى قدرت ندادند و خود ، قدرت سياسى را در اختيار گرفتند . « 2 » تسلط آنان بر بغداد تأثير عميقى در معادلات سياسى منطقه بر جاى گذاشت و شكوه و اقتدار خلافت عباسى را درهمريخت . به دنبال آن ، سلاجقه به گسترش نفوذ سياسى در مكه و مدينه به عنوان راهبرد اصلى خود پرداختند . آنان هنگامى درصدد نفوذ خود در حجاز برآمدند كه نزديك يك قرن از امارت اشراف ( سادات حسنى و حسينى ) بر حرمين مىگذشت . در تمام اين مدت طولانى ، فاطميان مصر با فراز و نشيبهايى بر اين منطقه نفوذ داشتند و اشراف را با سياستهاى خود همسو و آنان را مجرى خود ساخته بودند . در اين مدت طولانى ، نام خليفه فاطمى در خطبههاى حرمين به عنوان مقدسترين شهرهاى اسلامى خوانده مىشد . « 3 » سلجوقيان ، در چنين وضعيتى شعار مبارزه با فاطميان ، حمايت از خليفه عباسى و اسلام سنى در مقابل شيعيان اسماعيلى را سرلوحه سياست خارجى خود قرار دادند . اين راهبرد ، بخشى از ايدئولوژى حكومت سلجوقى براى مشروعيت بخشيدن به اعمال قدرت خود در سرزمينهاى اسلامى و بر خليفه عباسى بود . « 4 » بدين ترتيب ،
--> ( 1 ) . سلجوقيان ، ستارزاده ، ص 169 . ( 2 ) . دولت عباسيان ، طقوش ، ص 27 به بعد . ( 3 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 312 ؛ اتحاف الورى ، ج 2 ، ص 473 ؛ تاريخ امراء مكه ، عارف عبدالغنى ، ص 430 . ( 4 ) . درباره ايدئولوژىهاى حكومت سلجوقى نگاه كنيد : سياست - دانش در جهان اسلام ، صص 70 - 76 .