محمود سامانى

30

مناسبات ايرانيان با حجاز در دوره هاى مختلف تاريخ اسلامى ( فارسى )

3 . حجاز از ريشه حَجَز و به معناى فاصله ، ميان و مانع است . ابن مجاور اين قول را تقويت كرده است . دلايل مختلفى براى نام‌گذارى آن بيان شده است . « 1 » حجاز در تقسيم‌بندى جغرافىدانان مسلمان ، از بخش‌هاى پنج‌گانه جزيرة العرب است كه در حد فاصل تهامه ( زمين‌هاى پست سواحل درياى سرخ ) و نجد ( زمين‌هاى بلند كوهستانى ) قرار دارد . « 2 » در شرق حجاز ، رشته كوه‌هاى سُرات قرار گرفته و تا منطقه نجد ادامه يافته است . « 3 » شمالىترين نقطه حجاز در سمت شرق آن تبوك است كه بين سرزمين حجر و شام قرار دارد . « 4 » البته برخى آن را بخشى از قلمرو شام دانسته‌اند . « 5 » خليج عقبه نيز در شمال درياى سرخ ، مرز غربى شمال حجاز را تشكيل مىدهد . جنوبىترين بخش حجاز ، مناطق جنوبى طائف معرفى شده است . « 6 » دو شهر مشهور و مقدس مكه مكرمه و مدينه منوره در حجاز واقع شده‌اند . در واقع حجاز ، تاريخى جداى از اين دو شهر مقدس ندارد . طائف ، خيبر ، جُحفه و عُشيره ، از ديگر مراكز جمعيتى حجاز هستند . 4 . مناسبات اين واژه را ارتباط داشتن با يكديگر معنا كرده « 7 » و عمل متقابل و تأثير متقابل نيز گفته‌اند . « 8 » تبادل و داد و ستد و معامله از ديگر معانى آن است . « 9 »

--> ( 1 ) . جغرافية جزيرة العرب ، ص 130 . ( 2 ) . معجم البلدان ، ج 2 ، ص 219 ( 3 ) . تاريخ المستبصر ، صص 52 51 ( 4 ) . صورة الارض ، ج 1 ، ص 32 ؛ معجم مااستعجم ، ج 1 ، ص 12 ؛ معجم البلدان ، ج 2 ، ص 219 ( 5 ) . فتوح البلدان ، ج 1 ، ص 71 ؛ التنبيه والاشراف ، ص 230 . ( 6 ) . معجم مااستعجم ، ج 1 ، ص 9 ؛ معجم البلدان ، ج 2 ، ص 219 ؛ اطلس تاريخ اسلام ، ص 396 . ( 7 ) . اقرب الموارد ، ج 3 ، ص 644 ؛ معجم الوسيط ، ج 2 ، ص 628 . ( 8 ) . فرهنگ فشرده انگليسى - فارسى ، ص 621 . ( 9 ) . لغت نامه دهخدا ، ج 5 ، ص 6795 .