محمود سامانى
211
مناسبات ايرانيان با حجاز در دوره هاى مختلف تاريخ اسلامى ( فارسى )
سياسى و مذهبى ميان ايران و عثمانى در دوران قاجاريه نيز كم و بيش ادامه يافت كه بر روابط ايران با حجاز اثرگذار بود . از ديگر مسايل اثرگذار بر مناسبات ايران و حجاز ، نبردهاى ايران و روس در شمال غربى ايران بود كه در دو مرحله حدوداً به مدت سيزده سال ، دولت قاجاريه را به خود مشغول داشت و ديگر مسائل را تحت الشعاع قرار داد . با وجود اين محدوديتها ، حجگزارى ايرانيان و ارتباط با حجاز و حرمين شريفين در بيشتر سالهاى حكومت فتحعلى شاه و ديگر شاهان قاجار برقرار بود . « 1 » از مواردى كه موجب چالش و تنش در مناسبات ايران و حجاز مىشد ، مىتوان به مورد زير اشاره كرد : گسترش قلمروى آل سعود بر حجاز ظهور خاندان سعود در نَجد جزيره العرب و دستاندازى به شهرهاى مقدس مكه و مدينه به سال 1217 ه . ق و در سالهاى بعد ، از مواردى بود كه در دوران حكومت فتحعلى شاه قاجار رخ داد و منجر به تعطيلى و اختلال در مراسم حج شد . اين موضوع ، دولت ايران را به واكنش بر ضد آل سعود واداشت . « 2 » همچنين فتحعلىشاه در پى حمله وهابيان « 3 » به عتبات عاليات در سال 1216 ه . ق
--> ( 1 ) . مقالات تاريخى ، دفتر 8 ، ص 180 . ( 2 ) . تاريخ حجگزارى ايرانيان ، ص 221 ؛ تاريخ مكه ، ص 495 . ( 3 ) . بنيانگذار مذهب وهابى ، محمد بن عبد الوهاب از اهالى نجد بود كه از آغاز جوانى به مطالعات دينى و علمى روى آورد و ضمن سفر به شهرهاى عراق مانند بغداد و بصره و پس از آن دمشق تحت تأثير افكار و آموزههاى ابنتيميه ، فقيه ، محدث و متكلم حنبلى قرار گرفت . محمدبن عبدالوهاب ، مخالف آزادانديشى و خواهان بازگشت به سنتهاى صدر اسلام بود و بيش از همه با عقايد شيعه مخالف بود . وى كتابهاى : « نهج السنه » و « زيارة القبور » را در رد عقايد تشيع نگاشت . او با تأثير پذيرى از اين انديشه ها به تبليغ افكار خود پرداخت كه با اقبال عمومى روبهرو نشد . از اين رو ، رهسپار شهر دُرعيه در نجد شد و در آنجا با محمد بن سعود ، شيخ قبيله همپيمان شد ( 1749 م ) . ملاقات اين دو ، سرآغاز حركتى شد كه در عرض هفتاد سال اين اميرنشين كوچك را گسترش داد و به يك پادشاهى تبديل كرد . قدرت معنوى در دست محمد بن عبدالوهاب و رهبرى سياسى و نظامى بر عهده محمد بن سعود قرار داشت .