محمود سامانى

21

مناسبات ايرانيان با حجاز در دوره هاى مختلف تاريخ اسلامى ( فارسى )

1 . ايرانيان برخى منابع لغوى ، واژه ايران را برگرفته از لغت اوستايى « ائيريانه ئجه ، ايران ويج » مىشمارند . همچنين « ائيريانم و ئجو » سرزمين اوليه آريايىها « 1 » و « إران » يا « اريا » را نام قوم ايران دانسته‌اند . « 2 » برخى مورخان و اصحاب دايرةالمعارف نيز ايران را برگرفته از آرياييان ( آريايىها ) مىدانند . « 3 » برخى منابع اسلامى ، تحت تأثير نسب‌شناسان عرب كه براى هر قومى ، نسبى مىساختند ، نسب ايرانيان را از نسل يافث « 4 » يا سام بن نوح ، فارس بن باسور بن سام « 5 » ، و ايرج ، ايران بن افريدون « 6 » دانسته‌اند . بنابه گزارشى كه ساختگى به نظر

--> ( 1 ) . برهان خلف ، ص 135 ؛ نيز ر . ك : تاريخ ايران باستان ، پيرنيا ، ج 2 ، ص 26 و ج 1 ، ص 156 ؛ ايرانويچ ، بهرام فره‌وشى ، ص 7 . اين واژه مركب از ايران وبح است . وبح به معناى تخمه و نژاد است و در زبان فارسى ، بيج از اين ريشه است . بيضه در زبان عربى از همين واژه گرفته شده است . از اين رو ، ايرانويچ به معناى نژاد و تخمه ايرانىهاست . ( 2 ) . لغت نامه ، دهخدا ، ج 3 ، صص 3173 و 3174 . ( 3 ) . ايران قديم ، ص 26 ؛ دائرة المعارف بستانى ، ج 4 ، ص 733 . ( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 1 ، صص 99 و 141 ؛ اخبار الزمان ، صص 91 و 100 . ( 5 ) . الاخبار الطوال ، ابوحنيفه دينورى ، ص 2 ؛ تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 206 ؛ نخبةالدهر فى عحائب البر و البحر ، محمدبن‌ابىطالب انصارى ، ص 337 . ( 6 ) . مروج الذهب ، علىبن‌حسين مسعودى ، ج 1 ، ص 261