محمود سامانى

116

مناسبات ايرانيان با حجاز در دوره هاى مختلف تاريخ اسلامى ( فارسى )

نشان مىدهد وى در چرخش سياسى خود ، اهداف اقتصادى داشته است . قائم در سال 464 ه . ق ، سفيرى به مكه فرستاد تا امير مكه ، اذان شيعى را قطع كند . او ابتدا به اين كار تن نداد ، اما با تشويق برادرش ، ابوطالب آن را قطع كرد . « 1 » بدين‌ترتيب ، پس از حدود يك قرن كه خطبه‌خوانى به نام عباسيان در اين شهر قطع شده بود ، ديگر بار به نام خليفه عباسى ، قائم بامر الله و پس از وى ، به نام آلب ارسلان خطبه خوانده شد . « 2 » تا اين زمان ، با وجود هم‌سويى اميران مكه با سلجوقيان ، اشراف حسينى مدينه همچنان به نام فاطميان خطبه مىخواندند . آلب ارسلان براى هم‌سو ساختن آنان با سياست‌هاى خود ، به امير مدينه ، شريف مهنا حسينى ، اعلام كرد كه در صورت تن دادن به خواسته خلفاى عباسى ، بيست هزار دينار به او اعطا خواهد شد ، افزون بر اينكه سالانه پنج هزار دينار به وى تعلق خواهد گرفت . « 3 » گويا تمكين‌نكردن امير مدينه ، فرصت مناسبى براى امير مكه ، شريف محمد بن جعفر فراهم آورد تا به خواسته خود جامه عمل بپوشاند . از اين رو ، او با حمايت آلب‌ارسلان در سال 465 ه . ق ، مدينه را ضميمه قلمرو خود كرد و با خواندن خطبه به نام خليفه عباسى ، امير الحرمين نام گرفت . « 4 » بدين ترتيب ، سيادت سلجوقيان بر حرمين به‌طور موقت تحقق يافت . در همين سال ، با بهبود اوضاع مصر ، فاطميان به حجاز توجه جدى نشان دادند . به دستور المستنصر ، خليفه فاطمى براى جبران گذشته ، هدايايى براى امير مكه فرستاد و با وعده‌هاى دل‌پذير ، او را واداشت تا بار ديگر به نام وى خطبه بخواند .

--> ( 1 ) . مكه و علاقاتها الخارجيه ، الزيلعى ، ص 74 . ( 2 ) . العقد الثمين ، ج 2 ، ص 441 ؛ اتحاف الورى ، ابن فهد ، ج 2 ، صص 472 و 473 . ( 3 ) . الكامل ، ج 10 ، ص 61 . ( 4 ) . تاريخ ، ابن خلدون ، ج 4 ، ص 103 ؛ الجامع اللطيف ، ص 307 ؛ التحفة اللطيفة ، ج 2 ، ص 466 .