محمد باقر النجفي
88
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
نرفتند و در اين مورد اختلافات و حرف زيادى است ؛ ولى هر كس كه بيرون نرفته است ، سرزنش نمىشود ؛ چرا كه مسلمانان در واقع براى نبرد بيرون نمىرفتند . » « و أبطأ عن النّبى - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - بَشَرٌ كثيرٌ من أصحابه و كرهوا خروجه و كان في ذلك كلام كثيرٌ و اختلاف . . . و كان مَن تخلَّف لميُلَمْ لأنَّهم ما خرجوا على قتال » . واقدى در « مغازى » از ساز و برگ قريش در هنگام خروج از مكّه به جانب مسلمانان ، يادها كرده است : 950 مرد جنگجو با 100 اسبِ اضافى كه براى خودنمايى و تكبّر يدك مىكشيدند . « 1 » . . . توانگران و نيرومندان آنها بر اسب سوار بودند . سى اسب به بنىمخزوم اختصاص داشت . قريشيان ، هفتصد شتر داشتند . اسبسوارانِ آنها كه صد نفر بودند ، همه زره بر تن داشتند . پيادگان به همين تعداد ، زرهپوش بودند . اينها آمار مستندى است كه نشان مىدهد كه قريشيان ، براى دفاع از يك كاروان تجارتى چه تجهيزات وسيعى را تدارك ديده بودند و اين نبوده جز آنكه پيشبينى حمله به مدينه و كشتار و اسارت مسلمانان را در سر مىپروراندند . در مقابل بايد بررسى كنيم كه پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان ، چه ساز و برگى با خود داشتند كه مورّخان و سيرهنويسان ، واقعهء بدر را « جنگ مسلمانان » خواندهاند ؟ ! زيرا خروج براى نبرد ، اسلحهء متناسب با عرفيّات هر دورانى را طلب مىكند . نگارنده گمان مىكند با توجّه و تأمّل بر دقايق و نكات اسناد تاريخىِ ذيل ، پيامبر صلى الله عليه و آله نه به قصد نبرد از مدينه خارج شد و نه خبرى از حملهء قريش و يا احتمال دفاع اجتنابناپذير وجود داشت ؛ زيرا اگر دفاع را محتمَل مىدانست ، لااقل متناسب با قدرت
--> ( 1 ) . مغازى ، ج 1 ، ص 29