محمد باقر النجفي

60

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

خودخواهى مخالف باشند . بنابر اين مسأله را نبايست در تصاحب چند درهم و متاع نگريست ؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله دنيا را متاع غرور مىدانست و براى اموالى كه پيروانش در راه خدا از دست داده بودند ، دل نمىسوزاند . آنها وجودشان را در درياىخدا و براى او رها كرده بودند و آمال آنها دلدادگىهاى عادى نبود ؛ لذا برايشان عادى و قابل تحمّل بود كه در جزيرةالعرب متحمّل زمامداران ظالم باشند و عاقبت زير سم آنها قتل عام شده ؛ يا به اسارت و بردگى برده شوند و ديارشان را در ميان خون و آتش ببينند . اين همان جهادى بود كه در راه خدا متحمّل مىشدند . مسلمانان براى تحقّق محيطى تهى از چپاول و زور ، در مقابل سفّاكان بت‌پرست ، حقّ خود را مطالبه مىكردند و در اين راه ، از بذل جان و مال دريغ نمىورزيدند . آيا كار آنان ، مغاير با حقّ دفاعى بود كه خداوند آن را به انسان عطا كرده است ؟ از سوى ديگر اگر در مسير دفاع ، به كمترين تجاوزى روى مىآوردند ، آيا اين گناه ، مغاير آيينشان و نيز وظيفهء ايشان نبود كه انسان مىبايست در تلاش صادقانه براى احياء حيات معنوى هم‌نوعانش باشد و همه را به صلح و آرامش و محبّت دعوت كند ؟ گمان نگارنده اين است كه هم راه يكى است و هم نتيجه ؛ و اين تاريخ است كه نشان مىدهد ، يا به عقيدهء حقير اثبات مىكند كه مردان بزرگ معنوى تاريخ بشر ، اگر چشم‌داشتى به چند تكّه مال دنيا داشتند ، نمىتوانستند موجِد بزرگترين تحوّل اخلاقى و معنوى در تاريخ تمدّن علمى و فرهنگ معنوى بشرى شوند . ما امروزه نمىتوانيم پيشنهادى براى آن برهه از تاريخ اظهار داريم ؛ ولى مىتوانيم رويدادهاى آن دوره را مورد تحليل قرار دهيم كه آيا با اصولى كه ما مطرح كرده‌ايم مطابقت مىكند و هماهنگى دارد يا نه ؟ بايد تأمّل كرد و به تاريخ مدينه بازگشت . كاروان‌هاى تجارتى كه به سوى شام و يمن در تردّد بود ، تأمين‌كنندهء ما يحتاج عمومى مردم ، اشراف و زائرانى بود كه براى پرستش بُت‌ها به آن سوى مىشتافتند . عموماً اين كاروان‌ها از آنِ مردم عادى بود و بعضى از آنها با جلال و شكوه بيشترى ، اموال تجارتى سران قريش را جابجا مىكرد . اين نوع كاروان كه تمامى بارَش از