محمد باقر النجفي
54
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
قرشيّة ، له مثقال فصاعداً إلّا بعث به في العير . . . إنّ فيها لخمسين ألف دينار و قالوا أقل . و إن كان ليقال إنّ أكثر ما فيها من المال لآل سعيد بن العاص لأبي أحيحة إمّا مال لهم أو مال مع قوم قراض على النصف ، وكان عامة العير لهم ، و يقال بل كان لبني مخزوم فيها مائتا بعير و خمسة أو أربعة آلاف مثقال ذهبا و كان يقال للحارث بن عامر بن نوفل فيها ألفا مثقال . . . كان لبني عبد مناف فيها عشرة آلاف مثقال و كان متجرهم إلى غزة من أرض الشام . . . » . « 1 » اگر صحّت كامل آمار مذكور ، مسلّم نباشد ، محقّقاً ما را به اهمّيّت چنين مالالتّجارهاى رهنمون مىسازد و متقاعدمان مىكند كه كاروانى كه با هزار شتر از شام به صوب حجاز در حركت بوده و ابوسفيان - سركردهء قريشيان - عهدهدار رساندن آن به اهلش بوده ، بايد محتوى بارهاى پرارزشى باشد . اين كميّتِ بااهمّيّت ما را وامىدارد كه از مالكان واقعى اين اموال پرسش كنيم تا دانسته شود كه كاروان مزبور متعلّق به چه كسانى از قريش بوده است ؟ متأسّفانه مدرك قابل اعتماد و جامعى در پاسخ به اين پرسش به دست نويسندهء اين سطور نرسيد ؛ ولى از لابلاى اسناد تاريخى مىتوان پى برد كه صاحبان اصلى چنين سرمايهء هنگفتى ، سران يا اشراف قريش بودهاند ؛ زيرا به تصريح واقدى ، كاروان را سى نفر از رجال قريش همراهى مىكردند كه از ميان آنها نام سران خاندانهاى بزرگ قريش ثبت شده است « 2 » . وقتى طُعَيْمَة بن عَدىّ مردم را براى تحريك به خروج از مكّه دعوت
--> ( 1 ) . « كاروان ( قريش ) هزار شتر داشت و اموال فراوان همراه آن بود و هر زن و مرد قريشى كه در مكه حتى يك مثقال از كالايى داشت ، آن را با اين كاروان فرستاده بود . . . و ( گفتهاند كه ) اموال كاروان پنجاه هزار دينار بوده است و عدهاى هم كمتر از اين گفتهاند . و نيز گفته شده كه بيشتر اموال كاروان به خاندان سعيد بن عاص تعلق داشت و بنىمخزوم نيز دويست شتر و چهار يا پنج هزار مثقال طلا در آن كاروان داشتند و گفته مىشد كه حارث بن عامر بن نوفل هزار مثقال طلا ؛ اميّة بن خلف دو هزار مثقال طلا ؛ و بنى عبدمناف دههزار مثقال طلا در آن كاروان داشتند و مقصد كاروان ، شهر غزّه در سرزمين شام بود » . همان مدرك ، صص 27 و 28 ( 2 ) . واقدى ، « مغازى » ، ج 1 ، ص 28