محمد باقر النجفي

55

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

مىكند ، از جمله مىگويد : « يا معشر قريش . . . و اللَّه ما أعرف رجلًا و لا امرأة من بني عبد مناف له نشّ فصاعداً إلّا و هو في هذه العير » . « 1 » و يا كسانى مانند حَنْظَلة بن ابى سفيان ، عمرو بن ابىسفيان مىگويند : « ما لنا مال و ما المال إلّا لأبي سفيان » . يا وقتى مىخوانيم كه براى حفظ چنين مالى ، اشراف قريش حاضر مىشوند هزينهء هجوم به مسلمانان را در مكّه تأمين نمايند و حتّى بعدها هجوم گسترده به مدينه و وقوع حادثهء احد از عوايد چنين مالى تأمين مىگردد ، نشان‌دهندهء اهميّت كمّى مال‌التّجارهء مذكور وحيطهء سرمايهءاشراف قريش‌است . مهم‌تر آن‌كه ابوسفيان درنامه‌اىكه درطول راه براى قريش نوشته ، ازجمله به‌اشراف قريش گفته است : « . . . تجارت خودرا حفظ كنيد ! » « 2 » و وقتى ابن‌اسحاق در شرح جدّى گرفتن اين خطر توسّط مالكان اصلى آن مىگويد : « فلم يتخلّف من أشرافها ( قريش ) أحدٌ إلّا أنّ أبا لهب بن عبد المطّلب . . . » . « 3 » و يا به گفتهء موسى بن عقبه از الزهرى : « و كان في العير ألف بعير تحمل أموال قريش بأسرها إلّا حويطب بن عبد العزّى . . . » . « 4 » همه و همگى از جمله اسناد ضمنى است كه به خوبى مىتواند ما را به قبول منافع

--> ( 1 ) . « اى گروه قريشيان ، به‌خدا سوگند از بنى عبدمناف ، مرد و زنى را نمىشناسم كه هم‌سنگ نيم‌اوقيه ( بيست درهم ) يا بيشتر متاعى داشته ، جز آن‌كه آن متاع را با اين كاروان روانه كرده است . . . » ( 2 ) . تعبير « . . . فاجيروا تجارتكم » در طبرى ، تاريخ الأمم و الملوك » جزء ثانى ، ص 267 ( 3 ) . « هيچ‌يك از اشراف قريش از اين كاروان باز نمانده بود ، جز ابولهب بن عبدالمطلب . . . » ، نك : « السيرة النّبويه » ، ج 2 ، ص 261 ( 4 ) . « در آن كاروان هزار شتر بود كه اموال همهء قريشيان ، به‌جز حويطب بن عبدالعزّى را با خود حمل مىكردند » ، نك : « البداية و النهايه » ، ج 3 ، ص 256 ، به نقل از ابن‌كثير .