محمد باقر النجفي

51

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

مصالح بازرگانى و پرستش تاجرانهء بت‌ها مىبينند ، از گناه قتل و حوادثى كه دامنگير آنها شده ، سخن به ميان آورند و به آنچه كه هزاران بار بدتر بوده و دامنگير ديگران كرده‌اند ، بىاعتنا باشند ؟ پس بدانيد كه هم مسلمانانى كه به مُجوّز دست به قتال زده‌اند ، خطا بوده است و هم كارهاى شما ! راه قرآن ، راه سومى بود كه ميان سُنن جاهلى و رهروانِ ضدّ سنن جاهلى ترسيم شد و خطوط تعليمات اسلام را بر مسلمانان عرضه داشت . چشم‌ها را فراخى ديگر بخشيد و انديشه‌ها را به سوى اصولى كه ضامن تفاهم‌هاى اجتماعى و محبّت‌ها و الفت‌هاست ، جهتى متعالى داد . اينجا بود كه قريش كه فكر مىكرد بر اساس شاخص‌هاى جاهلى ، قتل عمروبن حضرمى ، سايه بر شخصيّت پيامبر صلى الله عليه و آله انداخته است ، مشاهده كرد كه پرده از دلسوزىهاى مصلحت‌جويانه به كنارى رفته و گناه و خطاى متعصّبان بر ملا شده است . حقير گمان مىكند : چون تحقيق در تطوّر اين وادى از نظر عارفان دين و مفسّران آيات و محقّقان تاريخ تحوّل فقه ، در حيطهء وظيفهء اسلام‌شناسان است ، بايد به همين مقدار كه گفته شد ، بسنده شود . تنها به ياد آوريم كه در طول حيات اجتماعى و سياسى مسلمانان از شمال آفريقا تا آسياى دور ، خصوصاً در تاريخِ مدينه ، بسيارى سعى كردند تا در اين آيهء مهم و صريح در حرمتِ قتال و فتنه‌گرى و . . . شرط و فرض‌هايى را طرح كرده ، حتميّت آن را زيركانه از اصالت بيندازند تا براى منازعات و كشمكش‌هاى دنيايى خود توجيهى بيابند و آيه را از صلابت و صراحتى كه به اعتبار نص‌بودنش دارد ، منسوخ كنند ؛ يا با مسخ سيرهء پيامبر صلى الله عليه و آله و وقايع جنبى و تاريخى ، آيه را به وادى اگرها و شايدها و ممكن‌ها كشانيده ، بزرگترين « اصل تحوّل فكرى بت‌پرستان » را به وابستگى كوركورانهء سنن و مسلمانان را از تدبّر مجدّانه و تأمّل متحوّل در مفهوم « حرام » - كه طيف گسترده و وسيع آن ، شامل همهء اعمال و رفتارهاى آدمى است - باز دارندو باعث شوند كه به جايى رسيم كه هيچ اصلى را معتبر نيابيم ؛ مگر به ضرورتى يا شرايطى ! صراحت عطاء در اين‌كه اين آيه « محكم » است و منسوخ نيست و هرگز پسنديده