محمد باقر النجفي

50

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

ترديدى نبايست داشت كه شأن نزول اين آيه ، پيامد سريّهء « عبداللَّه بن جحش » و انتشار خبر اعمال او و واكنش شديد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و ديگر مسلمانان مدينه است . « 1 » آيه ، جمع‌بندى نظر نهايى اسلام از تحليل واقعه محسوب مىشود : آيه ، ارتكاب به هر نوع قتلى را در ماه‌هاى حرام ، گناه شمرده است ؛ ولى بت‌پرستان كينه‌توز قريش را مخاطب قرار مىدهد كه كارهايى كه شما نسبت به مردمى كه مسلمان شده‌اند ، روا مىداريد ، گناه و خطاى بزرگى است . بازداشتن مردم از راه خدا ، مانع شدن آنها از انجام مراسم مذهبىِ خاصّ خودشان ، شكنجه‌دادن افراد به خاطر عقيده و ايمانشان ، زندانىكردن افراد به خاطر انديشه‌هايشان ، بىحرمتى به مسجدالحرام و بالاخره فتنه‌انگيزى ميان مردم ، كمتر از خطاى قتل نيست . و بايد دانست كه « مشركان پيوسته با شما در كارزار هستند ؛ تا اگر بتوانند شما را از ايمان و اعتقادتان به خداوند يكتا بازگردانند » . اين آيه منشأ تحوّل بزرگ فكرى ميان مردم جزيرةالعرب گرديد : اسلام ، « قتل » را گناه مىداند ؛ ولى اين خطا ، از كينه‌توزى و فتنه‌انگيزى بنىآدم برمىخيزد . اگر اين صفات ناپسند از بين نرود ، انسان حرمتى نخواهد داشت و ديگر نمىتوان از ناپسندبودن كُشت و كشتار دم زد . آنچه مبناى اين اصالت و احترام به حقوق انسان است ، داشتن ايمان به اين حقيقت است كه منشأ شر ، شرك و خودخواهى و منشأ خير ، ايمان به وحدانيّت و بقاى نفس انسانى است . قراردادهاى اجتماعى عصر جاهلى ، مبتنى بر منافع دنيوى قبايل بوده است ؛ ولى آيين منِ پيامبر ، « خدا » را مبناى حق مىداند و اخلاق ، بر تزكيهء نفس و تهذيب روح و اعتلاء انديشه استوار است . شما از حرمت ماه حرام سخن مىگوييد و من از حرمت حقوق انسان . چگونه ممكن است مردمى كه به آزار ديگر مردمان مىپردازند و همه‌چيز را در چهارچوب

--> ( 1 ) . واحدى ، « اسباب النّزول » صص 38 - 35 ؛ طبرسى ، « المجمع البيان » ، ج 1 ، ص 312 ؛ سيوطى ، « الدّر المنثور » ، ج 1 ، ص 252 ؛ فيض ، « الصّافى فى التّفسير » ، چاپ سنگى ، رحلى 1334 ، ص 64 ، الجزء الثّانى ؛ ابوالفداء ، ابن‌كثير ، « تفسير القرآن العظيم » ، جزء الأوّل ، ص 252 ، افست ، دارالفكر ، بيروت .