محمد باقر النجفي
40
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
كرده بود . از اين رو وقتى كاروانهاى تجارتى قريش به رفت و آمد مشغول شدند ، اين نگرانى وجود داشت كه چه عواقبى از هجرت مسلمانان به مدينه و حمايت جدّى انصار از آنها متوجّهء كاروانها و اساساً تجارت قريش با شهرهاى شمالى جزيرةالعرب مىشود . چنين اوضاعى ناشى از موضعگيرىهاى دينى مسلمانان عليه قريشيان نبود ؛ بلكه نتيجهء بافت قبايل و نظام ارزشى حاكم بر آنها بود كه الزاماً مكّه را در برابر مدينه قرار مىداد و مَدنىها را به فكر چارهانديشى از تعرّض مكّىها وامىداشت . مناسبات ميان اين دو جبهه ، رو به تضاد و يا لااقل مخالفتِ رو به تزايد نهاد . تعليمات محمّد صلى الله عليه و آله و اصول آيين او ، توأم با روش شخصى وى بود . قرار بر اين بود كه ايمان به خدا و تدبّر در خلقت و تحكيم اخلاق انسانى ، به يك هدف منتهى گردد كه همانا تعالى معنوى مردمى بود كه از شرك بريده و پيرامون محمّد صلى الله عليه و آله حلقه زده بودند . او در به دو ورود به مدينه ، ميان مردم ، پيمان برادرى بست و به جاى تحكيم موقعيّت دفاعى و يا تهاجمى ، يهوديان و مسيحيان را به زندگى مسالمتآميز با قبايل عرب و تازهمسلمان دعوت نمود . با شاخههاى درخت خرما ، سجدگاهى بنا نهاد تا مسلمانان به ستايش و عبوديّت خداوند بپردازند و راه راست و صلح و آرامش را طالب شوند . در كنار اين روند معنوى ، نه قريش از وسوسهء قدرت بر كنار بود و نه مَدنىهاى تازهمسلمان از كار متهوّرانهاى كه در برابر سران قريش مرتكب شده و مدينه را پناهگاه دشمنان آيين آنها كرده بودند ، آسودهخيال بودند . وقتى كاروانى از اموال قريشيان به جانبى حركت مىكرد و يا مدنىها براى معيشت ، مجبور به مراودهء تجارى با مكّىها مىشدند ، اين نگرانى مشترك ، روزهاى حسّاسى را براى تاريخ اجتماعى جزيرةالعرب رقم مىزد . در اين حال ، كوچكترين حادثه يا واقعهاى مىتوانست انبار تعصّبات و ناهماهنگىها را شعلهور سازد و پيامبر و آيين جديد او را در متن منازعات قبايل گرفتار آورد . نخستين كبريتى كه بر اين انبارِ حساسيّتِ متعصّبانه و نگرانى جدّى زده شد ، قتل عمرو بن حضرمى بود كه به دنبال آن نگرانىها ، خطرِ رودررويى قبايل را تشديد كرد . عامِل مزبور ، از متن آيين اسلام و رفتار والاى محمّد صلى الله عليه و آله بهدور بود و آن بزرگوار در آن