محمد باقر النجفي
35
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
فردى نمىتوانست از روند وقوع حوادث جلوگيرى كند . تاريخ پس از سيزده سال تلاش خداپرستان ، در حال تغيير سرنوشت نظامهاى ارزشى متعدّد در جزيرةالعرب بود . نه ديگر سكوت و تحمّل شخصى محمّد صلى الله عليه و آله مىتوانست نظام قريش را انجام دهد و نه چشمپوشى بتپرستان از انتقام و خشونت مىتوانست انديشهها و عوالم معنوى و اخلاقى اسلام را به فراموشى سپارد و يكپارچگى نظام بتپرستى را به درون طوايف اعاده كند . مسلمانان هم نمىتوانستند از هجوم قريش آسودهخاطر باشند و عبادت را پيشهء خود سازند . با اين همه نمىخواستند و يا مظلومانى بودند كه نمىتوانستند به خوى ستيزهجويىِ قبل از مسلمانى بازگردند . آنها طالب زندگى معنوى و آزادى در انجام مراسم مذهبى خود بودند و در اين راه ، فقر و فلاكت را پذيرا شده بودند ؛ ولى قريش حاضر به گسترش چنين زندگى خاصّى در كنار قبايل عرب نبود و آزادى مراسم مذهبى مسلمانان را نمىتوانست در مكّه و در جوار بتها تحمّل كند . تعصّبات قومى ، عصبيّت شديد به بتها و تفاخر به اشرافيّت به عنوان شاخص برترى ، روح تساهل و تسامح را عليرغم سالها تلاش محمّد صلى الله عليه و آله از آنها گرفته بود . در نهايت به نظر مىرسد : پس از هجرت ، تاريخ زندگى قريش از يك سوى و حيات مسلمانان از سوى ديگر به بنبست رسيده بود و اين بنبست كه با هجرت ، روزنهاى يافته بود ، نمىتوانست پايدار بماند . اكنون به صفحات و اسناد تاريخى باز مىگرديم و آنچه را كه گفتيم ، در لابلاى اوراق كتب جستجو مىكنيم : مؤلّف حقير ، سندى را در منابع معتبر تاريخى مشاهده كرد كه به سياق مختلف در اوراق سيره و حديث ثبت شده است . وقتى به سرعت و بدون تأمّل آن را مىخوانيم ، اهميّت ژرف آن از ديدهها پنهان مىشود ؛ ولى گمان حقير اين است كه اگر آن را به دقّت و تأمّل و در ارتباط با زمينههاى تاريخى و وقايع اجتماعى جنبى مورد پژوهش مستقل قرار دهيم ، مىتواند مدركى مستند در اثبات آنچه در آغاز اين سطور بيان داشتيم ، مقبول طبع محقّقان گردد :