محمد باقر النجفي
22
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
« مشركان مىخواستند مؤمنان را نيز به زور وادار به قبول آن كنند . » شركِ مشركان صدر اسلام در حدّى بود كه به تعبير بخارايى ، مىخواستند « به آن بسوزانند و در رنج افكنند . » چرا ؟ زيرا اساساً ادامهء حيات بتها بدون جنگ متعصّبانه عليه مؤمنان ممكن نبود . نظام اجتماعى مبتنى بر قدرت بتها با خشونت وحشيانه توأم شده بود . نه اين از آن رها مىشد و نه آن از اين و پيامبر صلى الله عليه و آله و صحابهء او در مقام رويارويى با چنين وضعى جز دفاع از نفوس مردم و نگاهبانى تعاليم اسلام راه ديگرى نداشتند . چون تاريخ و سيره را به ياد آوردم ، قانع شدم كه فتنه : مجموعهء عذابها ، محنتها ، تهديدها ، اقدامات جنگى و برپاكردن آشوب و شورشهايى بود كه مشركان براى حفظ بتهايشان ، عليه مسلمانان مدينه و نه صرفاً شخص پيامبر ، به راه انداخته بودند و قصدشان اين بود كه مسلمانان را از صفحهء مدينه بزدايند . چون به صراحت تاريخ ، چنين فتنههايى عليه مردم برپا شده بود ، پس : « قاتِلُوهُمْ » يعنى : با مشركان و معاندان بجنگيد ؛ تا فتنه برچيده شود و جاى خود را به تفاهمى در سايهء اين اصل دهد كه همهء انسانها مخلوق خداوندى يكتا هستند و از رحمت و نعمت او برخوردارند . تاريخ نشان مىدهد كه شمشيرها را قريشيان بلند كردند و آغازكنندهء هجوم ، آنان بودند . حتّى همهء قبايل عرب را ترساندند تا از درِ صلح با مسلمانان وارد نشوند و هر پيمانى را كه پيامبر صلى الله عليه و آله براى همزيستى مسالمتآميز بسته بود ، پاره كردند . بر هر استدلال و استشهادى خنديدند و هر دعوتِ به تفكّر و تأمّل را پس زدند . طبلزنان و رجزخوانان به اين قبيله و آن قبيله رفتند تا با اتّحاد ، مدينهء كوچك آن روزگاران را دَرهم بكوبند ؛ بكشند و به سنّتهاى عرب ، اسير كنند . از آنجا كه كفّار ، در برابر تعاليمِ رو به گسترش اسلام پيروز نشدند و آمالشان براى حفظ سنّتهاى پوسيده و وحشيانهء قبايل ، جامهء تحقّق به بر نكرد ، آنان مظلوم تاريخاند ! و اسلام بايد جواب دهد كه چرا وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ ؟ در حالى