محمد باقر النجفي
11
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
بىهيچ توجّهى به هياهوى رسانهها يا ذوق و انتظارى از كس يا از غم و شادى خلق ، به هر كوى و كتاب و خانه و فكر و سخنى روى نهادم تا راستى را بيابم ؛ راستى را بىآنكه بنگرم از كيست و از كجاست و يا چراست ؟ غزا در لغت به معناى « قصد دشمن كردن » است ؛ معادل كارزار ، پيكار ، نبرد و جنگ . راغب گفته است : « الخروج إلى محاربة العدو » . واژههاى غزا و غزوات و مغازى و غزوه در منابع دينى ، رواج گستردهاى دارد . تلاش كردم تحت تأثير معنى لفظى اين واژه و همخانوادههاى آن ، مدارك تاريخى را مورد بررسى قرار دهم . هر چه جلو مىرفتم ، بين مفهوم اين واژه و مدلول تاريخى آن شكاف عميقى احساس مىكردم . گمان نخستين من اين بود كه در فهم مدلولها دچار سرگردانى شدهام . صادقانه در تحليل و تفسير وقايع سعىها نمودم تا اين شكاف عميق را به نحوى از انحاء توجيه كنم ؛ ولى از نتايج بررسى و تعمّق خود راضى نمىشدم و صدها گفتار محقّقان مسلمان و غيرمسلمان قادر نبود مرا از اين شكاف عميق بيرون بكشد . هر چه جلو مىرفتم ، بيشتر به مستندات تاريخى شك مىكردم ؛ تا آنكه روزى در كنار شنزارهاى منطقهء بدر ، سايهء كمرنگى از شك در مفهوم « غزا » وجودم را در خود فرو برد . به خود گفتم آيا نبايد به جاى شك در مستندات تاريخى ، تعريف رسمى و مشهور غزا را مورد شك قرار دهم ؟ ! پس مبناى پژوهش را بر آن نهادم كه موجبات وقايع درگيرى را مورد بررسى قرار دهم و آنگاه بىهيچ تعصّبى جستجو كنم تا واژهاى ديگر را به جاى غزا برگزينم تا با مدلولهاى مسلّم تاريخ آن مطابقت كند ؛ يا مفهوم تاريخى آن را در نظر آورم ؛ شايد با اتّخاذ اين روش ، از سرگردانى در شكاف عميق رها شوم . در بدر ، در احد و هرجا كه به نظرم رسيد ، پژوهشها كردم ؛ ولى سندى نيافتم كه ثابت كند پيامبر طرح تهاجمى را عليه بتپرستان تدارك ديده است . پس به خود گفتم :