محمد باقر النجفي
12
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
« اگر چنين نتيجهاى مسلّم و غيرقابل مناقشه است ، چرا تحت عنوان غزوهء بدر و غزوهء احد ، مفهومى از تدارك و تهاجم مهاجران و انصار را القا كنيم ؟ و دانسته يا ناخواسته ، صداى خونخواران شمشير به دست قريش را در سايهء آرام مدينه پنهان كنيم و با تأكيد بر دفاع چند انسان ، آن هم با آخرين رمق بازمانده از ستم مكّيان ، اسلام را دينِ « شمشير به دست » معرّفى كنيم ؟ پس قرآن را در برابر خود نهادم ؛ تا ببينم « غزا » به چه معنى است و آيا محقّقانِ نخستينِ سيره و تاريخ در انتخاب اين واژه براى بيان نبردها ، با توجّه به سياق و شأن نزول آيات ، راه صوابى پيمودهاند ؟ يا بدون توجّه به موضوع قرآنى آن ، مفهوم لغوى واژه را در ذهنيّت زبانى قبايل عرب به من و تاريخ ما ، شما و ديگران و تاريخ ملّتها القا كردهاند ؟ هر چه در آيات مربوط به واقعهء بدر و خيبر و مريسيع ، مكّه و حنين و طائف جستجو كردم ، از اين واژه به هر معنى نشانى نبود ؛ با آنكه بر حسب ظاهر تاريخ ، اين مسلمانان مدينه بودند كه از مدينه خارج شدند ! در آيات واقعهء احد و خندق تأمّل كردم . در هر دو واقعه ، اين بتپرستانِ شمشير به دست بودند كه به شهر مدينه و مردم آن هجوم برده بودند . در خندق از اين واژه نشانى نبود ؛ ولى در پايان غمانگيز واقعهء احد و كشتار يكتاپرستان به دست بتپرستان ، يك بار و آن هم در اين آيه آمده است : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ كَفَرُوا وَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ إِذا ضَرَبُوا فِي الْأَرْضِ أَوْ كانُوا غُزًّى لَوْ كانُوا عِنْدَنا ما ماتُوا وَ ما قُتِلُوا . . . . « 1 » براى فهم اين آيه به همهء تفاسير چاپشدهء مفسّران بزرگ قديم و جديد در عالم اسلامى مراجعه كردم . همه نوشتهاند قبل از انتشار خبر حملهء بتپرستان متعصّب به مدينه ، پيامبر صلى الله عليه و آله به مشورت پرداخت كه آيا در مدينه بمانيم و از ايمان و معرفت و حيات خود و
--> ( 1 ) . آل عمران : 156