محمد باقر النجفي

96

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

عمربن عبدالعزيز نتيجهء مذاكره را به وليدبن عبدالملك گزارش نمود . وليد در پاسخ نامه دستور داد تا خانه را خراب كنند و آن را به مسجد منضمّ سازند و پول پيشنهادى براى خريد را به بيت‌المال بسپارند . عمربن عبدالعزيز چنين كرد . « فكتب إلى الوليدبن عبدالملك بذلك فأمره بهدمه و إدخاله في المسجد و طرح الثمن في بيت المال ففعل » . « 1 » مقدسى در « احسن التقاسيم فى معرفة الأقاليم » « 2 » صريح‌تر نوشته است كه : « ثمّ زاد فيه الوليد و لم يزده للَّه » . « 3 » عمربن عبدالعزيز در انجام اين دستور ، با اعتراضات تند مردم مدينه روبهءرو شد . در نتيجه فاطمه بنت حسين‌بن على را به خانهء خود در حرّه برد و با احترام خاص اسكان داد . در اين خصوص ، گفته‌ها و اسناد متعدّدى را در كتاب‌هاى تاريخ ديده‌ام كه در نهايت امر ، از هم‌افقى خاصى برخوردارند و همگى مبيّن تخريب خانهء رسول اسلام به زور و بر خلاف افكار عمومى است . از سويى ديگر ، ابن‌زباله - از دانشمندان مدينه - مىآورد كه : « وقتى نامهء وليد به عمربن عبدالعزيز رسيد ، آل عمربن الخطاب را ضمن پيامى به نزد خود دعوت نمود . عمر به آنان گفت : وليد دستور داده است كه خانهء حفصه را خريدارى كنم . آل عمر گفتند : ما هرگز آن را نخواهيم فروخت . عمربن عبدالعزيز دستور خرابى آن را صادر كرد . » ولى در گفته‌اى كه يحيى آن را از مالك بن انس نقل كرده چنين آمده است : « حجاج به عبيداللَّه‌بن عبداللَّه بن عمر گفت : منزل حفصه را به من بفروشيد .

--> ( 1 ) . « پس به وليدبن عبد الملك نامه نوشت و ( وليد ) به او دستور داد آن را ويران و جزو مسجد كند و پيشنهاد نمود هزينهء اين كار از بيت المال پرداخت گردد و اين كار را كرد . » ( 2 ) . ص 80 ، چاپ ليدن ، 1906 م . ( 3 ) . « سپس وليد آن را ( مسجد نبى ) توسعه داد و حال آن‌كه اين عمل را براى خدا انجام نداد . » نك : ترجمهء فارسى علينقى منزوى ، ج 1 ، ص 116 ، تهران ، شركت مؤلّفان ، 1361