محمد باقر النجفي

97

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

عبيداللَّه گفت : به خدا نمىفروشم و از بابت خانهء رسول ، پولى دريافت نمىدارم . حجاج گفت : سوگند به خدا كه آن را خراب خواهم كرد . عبيداللَّه گفت : مگر خانه را بر من خراب كنى . حجّاج دستور خراب كردن را به عمّال خود داد . سپس نامه‌اى به وليدبن عبدالملك نگاشت . وليد هم خطاب به عمربن عبدالعزيز نوشت : بهاى خانه را به عبيداللَّه بن عبداللَّه بن عمر بدهيد . در صورت عدم پذيرش ، مبلغ مذكور را در بناى مسجد صرف و خانه‌اى ديگر به او بدهيد . » « 1 » بر اين اساس ، آنچه مسلّم است اين است كه خانهء حفصه را خراب كردند و خانهء ديگرى در سمت قبلى و مجاور مسجد كه دارالدّقيق نام داشت ، به « آل عمربن خطاب » داده شد ؛ كه به گفتهء مطرى در « التعريف بما آنست الهجرة من معالم دار الهجره » بعدها به « دارالعشره » مشهور گشت . نورالدّين سمهودى در « وفاء الوفا بأخبار دارالمصطفى » مىنويسد : « اين عوض خانهء حفصه است كه به هر صورت به « آل عمر » داده شد . » و تا زمان وى ، در قرن نهم هجرى ، همچنان مورد توجّه مردم بوده است و از دوران سلطهء « عثمانىها » بر حجاز تا سال 1353 ق . به شكل مدرسه‌اى معلوم ، مكان متبرّكى به شمار مىرفت ؛ ولى در جريان اجراى طرح توسعهء مسجد به وسيلهء « سعودىها » و گشودن خيابانى در مجاورت ديوار جنوبى ، اين خانه هم از بين رفت . به همين‌سان ، همهء خانه‌هايى كه در طرح توسعه از غرب و جنوب و شرق و شمال مانع اجراى كامل نقشه مىشد ، يكى پس از ديگرى از بين رفت . حافظ محمّد بن محمود نجّار متوفّى به سال 643 ق . در زمانى مىزيسته است كه حدّ توسعهء مسجد را در زمان عمر بن عبدالعزيز از شرق و غرب و شمال مشاهده كرده است و اين تاريخ ، قبل از توسعهء سلطان قايتباى در سال 888 ق . بوده است و آنچه را كه مهدى عباسى در طول سال‌هاى 161 تا 165 ق . به مسجد افزود ، فقط به قسمت شمالى

--> ( 1 ) . همچنين نك : ابن‌رسته « الأعلاق النفيسه » ، ص 68