محمد باقر النجفي
36
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
منابع منابع چنين علمى را مىتوان به دو گروه مشخّص تقسيم كرد : نخست ، منابع اصلى يا مستقيم . دوم ، منابع عمومى يا جنبى . منابع نخست ، عبارتاند از : مستنداتى كه در آثار مربوط به « السيرة النّبويّه » ( سيرت پيامبر ) تدوين شده و در مجموعههاى مفصّل به عنوانِ « السّيرة النّبويّه » شهرت يافته است ؛ مانند آثارِ ابنهشام ، ابنكثير ، ابنسيّد النّاس ، حلبى و . . . دوّم ، مستنداتى كه در آثار نخستين جغرافياى جزيرهء عربى و معجمهاى جغرافيايى كه به متون جغرافياى عربى ، ايرانى يا اسلامى شهرت دارند . سوم ، مستنداتى كه در سفرنامهها شهر مدينه را مورد توصيف قرار دادهاند . چهارم ، مستنداتى كه به طور مستقل تحت عنوان : آثار مدينه ، اخبار مدينه و مشابه آن ، كه در بارهء آثار ، بقاع و اماكن شهر مدينه تأليف شده است . پنجم ، آثارى كه دربارهء تاريخ مدينه از سدههاى قبل از هجرت تا سدههاى عبّاسى به نظم و نثر در آمده است . و به همين سان ، مدارك و اسنادى كه به صورت پروندههاى ادارى ؛ از وقفنامهها ، مكاتبات و نقشههاى تقريبى و مهندسى در سازمانهاى دولتى و كتابخانههاى كشور عربستان سعودى نگهدارى مىشود و . . . نيز مجموعههاى هنرى در كلكسيونهاى خصوصى . . . منابع عمومى طبيعتاً بر خلاف منابع مستقيم ، از تنوّع و تعدّد بيشترى برخوردار است ؛ مانند كتابهاى : انساب ، معاجم و قاموسهاى لغت ، مجامع حديث ، تفاسيرى كه بر منابع حديث در مذاهب اسلامى نگاشته شده است ، تفاسير قرآن ، تراجم و رجال و بالأخره متون مهم تاريخى . . . بديهى است كه قدمت يا اصالت آثار مذكور در اخذ منابع لازم مدينهشناسى ، درخور دقّت است و زمانبندى مستندات استخراج شده از دو گروه ياد شده ، براى مدينهشناس نهايت اهميّت را دارد و نمىتواند اسناد مورد استناد يا به اعتبار قدمت و يا به اعتبار صحت ، سنديت نداشته باشد . ديرينه از سدههاى نخستِ اسلام ، مدينه همواره به صورت مبحثى مستقل مورد توجه محقّقان قرار گرفت و بنا به همين توجه و ضرورت مطالعات اسلامى بود كه تأليفات و پژوهشهاى مستندى به رشتهء تحرير در آمد . در اين پژوهشها ،