محمد باقر النجفي
30
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
پرسش : با اين تجاربِ پژوهشىِ ربع قرنى ، تا كنون دربارهء مدينه شناسى چه نوشتهايد ؟ كدام آنها چاپ شده است و چه چيزى در دست چاپ داريد ؟ يعنى كمى هم دربارهء موضوعات و محتواى كتاب صحبت كنيم . پاسخ : خاضعانه تأكيد مىكنم ، مدينه شناسى يك شوق و عشق پژوهشىِ شخصى است دربارهء آنچه كه مىخواستم صادقانه دربارهء آن بدانم ، نه يك كار گروهى و يا آنچه كه مىبايست صورت بگيرد ، لذا توجه مىدهم در همين حد با آن تماس بگيريم . هيچ طرح جامعى در ذهن من نبود . تا آنجا كه امكاناتم اجازه مىداد پيش رفتم . هرجا نتوانستم ، ايستادم و تضرّع كردم ولى از يأس نناليدم . هيچ عجلهاى نداشتم تا كارى را نشان دهم ؛ زيرا اين تحقيق را براى زندگى خودم نمىخواستم . خودم را براى اين تحقيق مىديدم ، لذا محتواى هر مجلد دقيقاً مشتمل بر موضوعاتى است كه نقد نيست ، حال است . ديروز و امروز نيست ، حال است . در اين حال بودم كه هم صادقانه در خشكى آن سوختم و هم در درياى آن غرق شده بودم . در مجلد اول : سيّاحى را مىبينيد كه تلاش كرده آنچه را در مدينهء 1354 تا مرداد 1357 شمسى ديده و صف كند ؛ مسجدها ، خانهها ، چاهها ، قبرها . ولى در مجلد دوم : موضوع غزوات را مورد بررسى قرار داده و از راه تطبيق منابع با موقعيتهاى جغرافيايى بدر ، احد ، خندق ، خيبر ، پىبردم كه غزا ، دفاعى اجتناب ناپذير براى صلح بوده و پىبردم كه چگونه قريشيان جنگجو و يهوديان پول پرست حجاز ، آن زمان نتوانستند مهر اسلام را به شمشير اسلام و عدل اسلام را به ثروت اسلام ! بدل سازند . در مجلّد سوم : به عنوان اوّلين ايرانى مسلمانى كه بر اساس مستندات تاريخى اين مسير را طى كرد ، راهىِ درك و فهم مسير هجرت شدم ، آنقدر بر وجب به وجب اين راه بزرگ تاريخ چرخيدم و منابع و مصادر تاريخى را خواندم تا يافتم هجرت او هرگز نتيجهء هراس از قتل و عدم تحمل رنجهايى نبود كه قريشيان بر ضدّ او اعمال مىكردند و خروج او و راهى كه طى كرد هرگز پنهانى نبود ، و غار ثور ، هرگز مخفىگاه او نبود ، عبادتگاه او بود . هجرت او براى جهانى كردن دعوت اسلام بود ؛ كارى كه جز با گذشت از مال و