الشيخ السبحاني
15
فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى )
بودند ) ، و برخى در اسم او تصرف مىكردند ( مانند بتپرستان ، كه « لات » را از اللَّه و « عزّى » را از عزيز گرفته بودند ) ، جمعى به غير او اشاره مىكردند سپس آنان را به وسيلهء رسول اكرم صلى الله عليه و آله هدايت كرد و به معارف الهى آشنا ساخت » « 1 » طبقهء روشنفكر عرب ، ستاره و ماه را مىپرستيدند . اما طبقهء منحط ، كه اكثريّت سكنهء عربستان را تشكيل مىداد ؛ علاوه بر بتهاى قبيلهاى و خانگى ، به تعداد روزهاى سال 360 بت مىپرستيدند ، و حوادث هر روز را به يكى از آنها وابسته مىدانستند . بتپرستى در محيط مكه ، پس از ابراهيم خليل عليه السلام به كوشش « عمرو بن قصى » انجام گرفت . ولى به طور مسلّم در روزهاى نخست به اين صورت گسترده نبود ، بلكه روز نخست آنها را شفيع دانسته ؛ آنگاه گام فراتر نهاده ، كمكم آنها را صاحبان قدرت پنداشتند . بتهايى كه دور كعبه چيده شده بود ، مورد علاقه و احترام همهء طوائف بوده ؛ اما بتهاى قبيلهاى تنها مورد تعظيم يك دستهء خاصى بود و براى اينكه بت هر قبيله محفوظ بماند ، براى آنها جاهايى معين مىكردند و كليددارى معابد ، كه جايگاه بتان بود به وراثت دست به دست مىگشت . بتهاى خانگى ، هر شب و روز ميان يك خانواده پرستش مىشد ؛ هنگام مسافرت خود را به آنها مىماليدند ؛ و در حال مسافرت براى عبادت خود ، سنگهاى بيابان را مىپرستيدند ؛ و در هر منزلى كه فرود مىآمدند ، چهار سنگ را انتخاب كرده ، و زيباتر از همه را معبود و بقيّه را پايهء اجاق قرار مىدادند . اهالى مكّه ، علاقهء مفرطى به حرم داشته و هنگام مسافرت سنگهايى از آن همراه خود برده ، و در هر منزلى فرود مىآمدند ، آنها را نصب كرده و مىپرستيدند . و شايد اينها همان « انصاب » باشند كه به سنگهاى صاف و بىشكل تفسير شده ؛ و در برابر آنان « اوثان » است كه به سنگهاى شكلدار و
--> ( 1 ) . « و أهل الأرض يومئذ ملل متفرقة و أهواء منتشرة وطرائق متشتتة بين مشبه لله بخلقه أو ملحد في اسمه أو مشير إلى غيره فهداهم به من الضلالة و أنقذهم بمكانه من الجهالة » ، نهج البلاغه ، خ 1 .