الشيخ السبحاني
102
فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى )
مخاطب ساخت و فرمود : وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ؛ « 1 » « خويشاوندان نزديك خود را از عذاب الهى بترسان . » چنان كه دربارهء دعوت عمومى او را با آيهء : فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ * إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ « 2 » ؛ « به آنچه مأمور هستى آشكار كن و از مشركان كنارهگير كه ما تو را از شر دشمنان حفظ مىنمائيم » مخاطب ساخت . « 3 » طرز دعوت خويشاوندان طرز دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله از خويشاوندان خود بسيار جالب بود . حقيقتى در آن روز آشكار شد كه بعدها اسرار اين دعوت روشنتر گشت . مفسران در تفسير آيهء وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ، و همچنين تاريخنويسان قريب به اتفاق چنين مىنويسند : خداوند او را مأمور نمود تا خويشاوندان خويش را به آيين خود بخواند . پيامبر صلى الله عليه و آله نيز پس از بررسى جوانب ، به على بن ابى طالب كه آن روز سن او از سيزده يا پانزده سال تجاوز نمىكرد ، دستور داد كه غذايى آماده كند و همراه آن شيرى نيز ترتيب دهد . سپس چهل و پنج نفر از سران بنى هاشم را دعوت نموده و تصميم گرفت در ضمن پذيرايى از مهمانان راز نهفته را آشكار سازد . ولى متأسفانه ، پس از صرف غذا پيش از آن كه او آغاز سخن كند ، يكى از عموهاى وى ( ابو لهب ) با سخنان سبك و بىاساس خود ، آمادگى مجلس را براى طرح موضوع رسالت از بين برد . پيامبر صلى الله عليه و آله مصلحت ديد كه طرح موضوع را به فردا موكول سازد . سپس فردا برنامهء خود را تكرار كرده و با ترتيب يك ضيافت ديگر ، پس از صرف غذا ، رو به سران فاميل نمود و سخن خود را با ستايش خدا و اعتراف به وحدانيت وى آغاز كرد و بعداً چنين فرمود : به راستى هيچگاه راهنماى يك جمعيت به كسان خود دروغ نمىگويد ؛ به خدائى كه جز او خداوندى نيست ، من فرستاده شدهء خدا به سوى شما ، و به عموم جهانيان هستم ؛ هان اى خويشاوندانِ من ، شما بسان خفتگان مىميريد ، و
--> ( 1 ) . سورهء شعراء / 214 . ( 2 ) . سورهء حجر / 94 ، 95 . ( 3 ) . دربارهء دعوت عمومى در فصل آينده گفتگو خواهيم كرد .