الشيخ السبحاني

101

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى )

افتاد ؛ از همان روز بيدارى « قريش » نيز آغاز گرديد . بنابراين مخالفت‌ها و مبارزه‌هاى سرى و علنى شروع شد . پيامبر صلى الله عليه و آله براى نخستين بار مهر خاموشى را در ميان خويشاوندان شكست ، و به دنبال آن دعوت عمومى خود را آغاز كرد . جاى شك نيست كه اصلاحات عميق و ريشه‌دار كه در تمام شئون زندگانى مردم تأثير گذارد و مسير اجتماع را دگرگون سازد ، بيش از هر چيز به دو نيروى قوى نيازمند است : 1 - نيروى بيان و گفتار كه گوينده بتواند با طرز جالبى ، حقايق را بيان نمايد و افكار شخصى و يا آنچه را از عالم وحى گرفته در اختيار افكار عمومى بگذارد . 2 - نيروى دفاعى كه در مواقع خطر در برابر تهاجم دشمنان خط دفاعى تشكيل دهد ، و در غير اين صورت شعلهء دعوتِ هر مصلحى در همان روزهاى نخست خاموش مىگردد . بيان و گفتار پيامبر صلى الله عليه و آله در حد كمال بود و بسان يك فرد سخنور ، و يك گويندهء توانا با كمال فصاحت و بلاغت آيين خود را تشريح مىكرد ؛ ولى در نخستين دوره‌هاى دعوت فاقد نيروى دوم بود . زيرا در ظرف اين سه سال ، فقط موفق شده بود كه قريب چهل نفر را در حوزهء سرّى مؤمنان درآورد ؛ و به طور مسلم اين گروهِ كم نمىتوانستند دفاع از پيامبر صلى الله عليه و آله را بر عهده بگيرند . از اين نظر ، شخص اول جهان اسلام براى به دست آوردن يك خط دفاعى و تشكيل هستهء مركزى ، خويشاوندان خود را پيش از دعوت عمومى ، به آئين خود خواند و از اين راه توانست نقص نيروى دوم را بر طرف كرده و سنگر مهمى در برابر هرگونه مخاطرات احتمالى به دست آورد . حد أقل فائدهء اين دعوت اين بود ، كه خويشاوندان او به فرض اينكه به آئين او نمىگرويدند ، لا اقل به واسطهء احساسات و تعصبات خويشاوندى و قومى ، به دفاع از او برمىخاستند ؛ تا چه رسد به اينكه دعوت او در آن روز ، در گروهى از سران اقوام مؤثر افتاد و گروه ديگرى را متمايل ساخت . از اين‌رو ، خداى بزرگ دربارهء دعوت خويشاوندان با خطاب زير او را