محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )
92
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )
شانهها و پشت شتر را به من بده . آن مرد عقيلى گفت : پس چه چيزى از شتر سربريده را براى كسى كه مىخواهم ، بفرستم ؟ گفت : رانهايش را . مىگويد : مردم و قريشىهايى كه حاضر بودند ، از آن مرد حمايت كردند و به [ ابوغبشان ] گفتند : اول فقط سر و گردن را مىخواستى ، حالا ديگر به رانها هم رسيدهاى ! گفت : من فقط به اين قيمت در اين ديار مىمانم . و وقتى نپذيرفتند ، گفت : چه كسى سهم مرا از كعبه به بهاى رساندن من به يمن و يا به قيمت يك مشك شراب خريدارى مىكند ؟ چنين شد كه قصى سهم او را خريدارى كرد و ابوغبشان به يمن رفت و مردم به عنوان ضرب المثل مىگفتند : « زيانبارتر از معاملهء ابوغبشان » . واقدى مىگويد : من ديدهام كه بزرگان خزاعه منكر اين داستان هستند . فاكهى به نقل از زبير بن به كار خبرى به اين مضمون دارد كه قصى كليد كعبه را در طائف از ابوغبشان خريدارى كرد كه با خبر قبلى منافات دارد ، زيرا حكايت از خريد كليدها [ ى كعبه ] از سوى قصى در مكه دارد . در فصلهاى بعد و در اخبار مربوط به قصى به اين خبر اشاره خواهيم كرد همچنان كه در اخبار وى ، به درگيرىها و جنگهاى ميان او و خزاعه و نيز ولايت مكه و پردهدارى كعبه از سوى وى پس از خزاعه و سكونت خزاعه با وى در مكه تا پيدايش اسلام ، اشاره خواهد شد . ابنعبدالبر در كتابى كه دربارهء انساب نوشته ، مطالبى در فضيلت خزاعه ذكر كرده و پس از ذكر نسب ايشان ، در مطلبى تحت عنوان « سكونت خزاعه در حرم و همسايگى آنها با قريش » به نقل از ابنعباس مىگويد : قرآن به زبان خاندان دو كعب نازل شد ؛ كعب بن لؤى و كعب بن عمرو بن لحىّ ، به دليل اين كه خانههاى ايشان يكى بود و خزاعه را نيز از همپيمانان رسول خدا صلى الله عليه و آله مىگفتند ، زيرا آنان همپيمان بنىهاشم بودند و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در سال حديبيه و زمانى كه مشركان مكه با او درگير شده بودند ، آنان را به سوى خود جلب كرد و قريش ، بنىبكر بن عبد مناة بن كنانه را به سوى خود جلب كرد . به همين سبب ، ميان خزاعه و بنىبكر جنگى درگرفت و مشركان قريش از همپيمانان خود ، يعنى بنىبكر كمك گرفتند و بدين ترتيب