محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

91

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

شترانى به وى داد در واقع ابوغبشان وارث و ولىّ حليل نبود بلكه وصىّ او بود و از وصى بودن‌خود نيز چشم پوشيد وحبّى پرده‌دارى كعبه‌را به‌پسر خودداد وكليدهارا به وى سپرد . زبير بن به كار خبرى ذكر كرده كه بر اساس آن ، حليل بن حبشيّه باز و بسته كردن در كعبه را به ابوغبشان سپرده بود و قصىّ ، ولايت بر كعبه را به بهاى يك مشك شراب و يك شتربچه از ابوغبشان خريدارى كرد كه توضيح آن در اخبار مربوط به قصى خواهد آمد . اين خبر را زبير از اثرم از ابوعبيده نقل كرده است . زبير مىگويد : محمد بن الضحاك گفت : قصى كليد بيت‌اللَّه الحرام را از ابوغبشان به بهاى يك گوسفند و يك مشك شراب خريدارى كرد . مردم [ در آن زمان ] مىگفتند : « زيان‌بارتر از معاملهء ابوغبشان » كه تبديل به ضرب‌المثل شد . « 1 » از اين اخبار نتيجه مىشود كه در مورد بهايى كه قُصىّ براى واگذارى [ كليددارى ] كعبه به ابوغبشان پرداخته سه سخن وجود دارد : چند پيراهن و شتر ؛ يك مشك شراب و يك شتربچه ؛ و يا يك گوسفند و يك مشك شراب . در اين باره سخن ديگرى نيز وجود دارد كه ثمن معامله را تنها يك مشك شراب دانسته است . زبير در خبرى - كه بعداً و در ضمن اخبار مربوط به قصى بدان اشاره خواهيم كرد - آورده است كه ابوغبشان ، ولايت كعبه را برعهده داشت و فاكهى در بيان علت فروش توليت كعبه از سوى ابوغبشان در خبرى كه واقدى از ابن‌جريج نقل كرد ، پس از عبارت : « حليل از كارهايى كه ابوغبشان مىكرد ، تبرّى مىجست » ، مىگويد : شتران مرا در كعبه پاى اساف و نائله سر مىبريدند و ابوغبشان از هر شتر ، سر و گردن آن را براى خود بر مىداشت ، سپس اين را كم دانست و بيشتر خواست و تقاضا كرد كتف‌ها را هم بدهند ، چنين كردند . پس از آن ، ميهمانى ترتيب داد و به آنها گفت : قسمت پشت شتر را هم بايد بدهيد ، مردم زير بار نرفتند ، مردى از بنىعقيل به نام مرّة بن كثير يا كبير نزد وى آمد كه شترى فربه همراهش بود ، آن را سر بريد . ابوغبشان ايستاده بود و به او گفت : گردن و سر و

--> ( 1 ) . مجمع الامثال ميدانى - 1167 .