محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )
73
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )
صعصعه و أزَدشَنُوئة و جزم ( جرم ) و زبيد و بنوذكوان ، از فرزندان سليم و عمرو اللات و ثقيف و غطفان و غوث و عدوان و علاف و قضاعه را شامل مىشدند . « 1 » بيشتر نامبردگان در اين روايت ، در دو روايتى كه زبير از عبدالعزيز بن عمران و نيز مجاهد دربارهء حمس نقل كردهاند ، ذكر نشدهاند و آنها عبارتند از : اوس ، خزرج ، جشم ، ازدشنُوئة جزم ( جرم ) ، زبيد و عمر و اللات كه اين نيز دانسته نشد . جشمىها كه نامشان در اين روايت ذكر شده ، وابستگان به جشم بن معاوية بن بكر بن هوازن بن منصور بن عكرمة بن حفصة بن قيس عيلان هستند ، يا منسوبين به جشم بن سعد بن زيد مناة بن تميم بن مرّ هستند كه دريد بن صمّهء شاعر ، از ميان ايشان برخاسته است و اينان از وابستگان به خزرج انصار نيستند ؛ زيرا جشم بن خزرج در شمار همين خزرجىهايى هستند كه در اين خبر از آنان ياد شد . و چنان نيست كه هركس در خبر نقل شده از سوى عبدالعزيز بن عمران و مجاهد دربارهء حُمس از او ياد نشده است ، در شمار قريشىها يا از خانواده قريش منظور شود ؛ زيرا اين همه قبايل نمىتوانند از نسل قريش باشند . در خبرى كه ازرقى دربارهء حمس آورده ، چنين آمده است كه وجه تسميهء آنها ، از شدت و سختگيرى دينى ايشان ناشى شده است ؛ زيرا مىگويد : حمس از اين جهت حمس ناميده شدهاند كه در دين سختگيرى زياد به خرج مىدادند و احمس به معناى كسى است كه در دين سختگيرى مىكند و اين با آن چه عبدالعزيز بن عمران در وجه تسميهء ايشان به نام حمس آورده ، مغايرت دارد ، زيرا وى در خبر پيش گفته ، به نقل از زبير مىگويد : آنان از اين جهت حمس نام گرفتند كه در كنار كعبه كه « حمساء » ؛ يعنى سخت و محكم است و سنگ آن سفيد تيره مىباشد ، مىزيستند . ازرقى نيز در خبر ابنجريج ، در اين باره مطلبى آورده كه با خبر پيش گفته در وجه تسميه حمس ، مطابقت دارد . وى آورده است : احمسى به معناى كسى است كه در دين سختگيرى مىكند . ازرقى اين خبر را در مطلبى با عنوان « گشودن در كعبه و گشايندگان
--> ( 1 ) . اخبار مكه ، ج ، ص 179 .