محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )
72
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )
به جا آورند ، و اگر لباس نو نداشتند ، به صورت عريان طواف مىگزاردند و اگر از حلّهاىها كسى با لباسهاى خود طواف مىكرد ، پس از طواف لباسها را دور مىانداخت ، و ديگر كسى از آنها استفاده نمىكرد . مىگويد : ولى حمسىها با لباسهاى خود طواف مىكردند و حلّهاىها به عرفات مىرفتند و آن جا را محل وقوف خود قرار مىدادند و شب هنگام پايينتر از « انصاب » وقوف مىكردند و در آخر شب همراه مردم به « عرج » مىرفتند . برخى از حلّهاى ها به وجوب طواف و سعى در صفا و مروه معتقد نبودند و برخى ديگر به وجوب قائل بودند ؛ از جمله كسانى كه به وجوب سعى صفا و مروه اعتقاد داشتند ، خندفىها بودند ولى ساير حلّهاى ها چنين اعتقادى نداشتند و هنگامى كه آيين اسلام از سوى خداوند تشريع شد ، حُمسىها دستور يافتند كه همراه با حلّهاىها در عرفه وقوف كنند و همراه با ايشان ، از همان جايى كه مردم در حج رهسپار مىشوند ، راهى شوند و به حلّهاىها نيز دستور داده شد كه به سعى ميان صفا و مروه بپردازند ، چنان كه فرمود : إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما « 1 » « صفا و مروه از شعائر خداست ، پس كسانى كه حج خانه را به جاى مىآورند يا عمره مىگزارند ، اگر ميان دو كوه سعى كنند مرتكب گناهى نشدهاند . » برخى مىگفتند : مردم زمان جاهليت ميان اين دوجا ، به سعى نمىپرداختند و تنها براى بتهايى به نام اساف كه بر صفا بود و نائله كه بر مروه قرار داشت ، طواف و سعى به جا مىآوردند كه خداوند متعال آنان را آگاه كرد كه اين دو مكان از شعائر الهى هستند . دربارهء عرب حمس ، افراد ديگرى را - جز آنها كه عبدالعزيز بن عمران و مجاهد ( در دو روايت پيشين ) ذكر كردهاند - برشمردهاند . ازرقى مىگويد : جدم به نقل از سعيد ابن سالم ، از عثمان بن ساج ، از محمد بن اسحاق ، از كلبى ، از ابوصالح خدمتكار امّهانى ، از ابنعباس آورده است : عربها دو گروه بودند : « حله » و « حمس » . حمسىها قريشى بودند و همهء عربهاى كنانه و خزاعه و اوس و خزرج و خثعم و بنىربيعة بن عامر بن
--> ( 1 ) . بقره : 158 .