محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

62

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

از او مىترسيم . » سهيلى همچنين دربارهء آن چه ابن‌اسحاق در مورد خبر عدوان و صوفه ذكر كرده ، مطالبى آورده است . وى دربارهء عدوان مىگويد : اما ذوالاصبع كه ابن‌اسحاق نامى از او ذكر كرده ، حرثان بن عمرو و يا به قولى حرثان بن حارث بن محرّث بن ربيعة بن هبيرة بن ثعلبة بن ظَرِب است و ظَرِب ، پدر عامر بن ظَرِب است كه زمانى پادشاه عرب بود . ذوالاصبع سيصد سال عمر كرد در زمان خود حاكم بود و از اين جهت ذوالاصبع ناميده شد كه مارى انگشت او را نيش زد . جدّ آنها ظَرِب پسر عمرو بن عياد بن يَشْكُر بن بكر بن عدوان است و نام عدوان ، « تميم » بود و مادرش جديله دختر ادّ ابن طابخه بود كه اهل طائف بودند و تعدادشان در آن جا زياد شده و به هفتادهزار تن رسيد ، اما پس از آن نسبت به يكديگر ستم كردند و به هلاكت رسيدند . ثقيف ؛ از نوادگان دخترى منبه داماد عامر بن ظَرِب بود و زينب دختر عامر را به همسرى گرفت و او [ يعنى زينب ] مادر بيشتر ثقيفىها به شمار مىرود و گفته شده كه زينب ، خواهر عامر است . سپس مىگويد : از زمانى كه عدوان به هلاكت رسيدند و ثقيفىها باقىمانده‌هاى ايشان را از طائف بيرون كردند ، طائف تاكنون در اختيار ثقيف بوده است . سهيلى دربارهء صوفان مىگويد : زبير بن بكّار به نقل از ابوعبيده آورده است : صوفه و صوفان به كسانى مىگويند كه اهل مكه نيستند و عهده‌دار ولايت بيت‌اللَّه الحرام يا عهده‌دار خدمتى در آن جا هستند و يا خدمتى در مناسك حج انجام مىدهند . ابوعبيده مىافزايد : آنها مانند صوف ( پشم ) هستند : كوتاه و بلند و سياه و سرخ دارند و از يك قبيله نمىباشند . ابوعبداللَّه ؛ يعنى زبير يادآور شده كه ابوالحسن اثرم به نقل از هشام بن محمد ابن سائب كلبى آورده است : از آن جهت غوث بن مرّ را صوفه ناميده‌اند كه فرزند پسرى براى مادرش زنده نمىماند . پس او ( مادرش ) نذر كرد كه اگر فرزندش زنده بماند ، پشمى بر سرش بگذارد و او را با آن به كعبه دخيل كند و چنين هم كرد ، از اين رو وى را صوفه ناميدند و به او و فرزندانش « ربيط » گفتند . ابراهيم بن نذر به نقل از عبدالعزيز بن عمران از عقال بن شبّه نقل كرده كه مادر تميم ابن مرّ كه هميشه دختر به دنيا مىآورد ، گفت : نذر كرده‌ام كه اگر داراى پسر شوم ، او را به