محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )
63
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )
خدمت كعبه گمارم . پس از آن بود كه غوث را به دنيا آورد كه بزرگترين پسر مُرّ بود . وقتى مادرش او را به كعبه بست ، دچار گرمازدگى شد ، وقتى مادر به سراغ او رفت ، ديد كه بر زمين افتاده و از حال رفته است و گفت : پسرم ، مثل يك مشت پشم ( صوف ) شده است ! و بدينسان ، از همان زمان صوفه نام گرفت . « 1 » و در قولى كه فاكهى از زبير بن به كار نقل كرده ، وجه تسميهاى را كه او دربارهء صوفه به نقل از ابوعبيده و ابراهيم بن المنذر ذكر كرده ، آورده است . ازرقى دربارهء صوفه خبر شگفتى دارد . او پس از ذكر خبر مفصلى در باب حج در زمان جاهليت و انساء ( جا بجا كردن ماههاى حرام ) به نقل از جدّش از سعيد بن سالم ، از عثمان بن ساج ، از محمد بن اسحاق ، از كلبى آورده است : در جاهليت ، اجازهء كوچ از منا در اختيار صوفه بود و اين صوفه مردى بود كه اخزم بن عاص بن عمرو بن مازن بن اسد نام داشت . اخزم يكى از پسران خود را نذر كعبه و خدمت به آن كرد . در آن زمان حبشية بن سلول بن كعب بن عمرو بن ربيعة بن حارثة بن عمرو بن عامر خزاعى كه سردمدارى مردم در عرفه را برعهده داشت ، پردهدار كعبه و امير مكه بود و امور مردم را در عرفه سامان مىداد و مىگفت : صوفه صاحب اختيار شما در حج است . صوفه نيز اجازهء كوچ مردم را صادر مىكرد . گفتهاند كه همسر اخزم بن عاص بن عمرو بن مازن بن اسد « 2 » بچهدار نمىشد و نذر كرده بود كه اگر صاحب فرزندى شود ، او را به خدمت كعبه بگمارد . پس از آن ، غوث را زاييد و او طبق نذر مادرش ، همراه با دايىهاى جُرهمى خود ، به خدمت كعبه درآمد و به دليل موقعيتى كه در كعبه يافته بود ، اجازهء كوچ مردم از عرفه را به دست آورد . مادر او پس از اداى نذر خود و در پى خدمت غوث بن اخزم به كعبه ، اين ابيات را سرود : انَّى جعلت من بُنَيَّة * ربيطة بمكة العليّة
--> ( 1 ) . الروض الأُنُف ، ج 1 ، صص 4 - 143 . ( 2 ) . در اخبار مكه « الاسد » آمده است .