محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )
51
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )
با خود بههمراه دارند بازگردانند . زنى از خزاعه بود كه « قدامه » نامداشت و با يكى از مردان ايادى ، ازدواج كرده بود . در آن زمان آنچنان كه مىگويند منتسب به خاندان عمرو بن لحى بن قمعة بن الياس بن مضر بودند . زن مزبور متوجه كار ايادىها در به خاك سپردن حجر الأسود شده بود . در اينجا زبير و كلبى روايت يكسانى دارند كه به يكديگر شبيه است ؛ اين زن وقتى پريشانى گمكردن حجرالأسود را در ميان مضرىها ديد به قوم خود گفت : از آنها پيمان گيريد كه پردهدارى كعبه را به شما واگذار كنند تا من جاى حجرالأسود را به آنها نشان دهم . اين پيمان را گرفتند و خزاعهاىها طبق اين عهد و پيمان ، توليت كعبه را عهده دار شدند و اين بود آغاز توليت ايشان بر كعبه . كلبى در حديث خود گفته است : به ايشان گفتند اگر جاى حجرالأسود را به شما نشان دهيم ، ما را والى كعبه مىگردانيد ؟ پاسخ دادند : آرى . و همه مضرىها گفتند : آرى . آن زن نيز جاى حجرالأسود را به ايشان نشان داد ، آنها نيز آن را به جاى خود بازگرداندند و خزاعهاىها را ولايت بر كعبه دادند و اين مقام همچنان در اختيار ايشان بود تا اين كه قصىّ ، آن را به مضرىها واگذار كرد . فاكهى نيز پس از نقل خبر پيشگفتهء فرزندان نزار ، مىگويد : ازنظر تعداد و افتخار ، خاندان نزار بن مَعَدّ بر طايفهء ايادىها برترى داشتند و آنها تا زمانى كه نسبت به مضرىها و خاندان ربيعه ستم روا نداشته بودند ، در آن موقعيت قرار داشتند ، امّا پس از آن ، خداوند ايشان را هلاك گردانيد و اينان نخستين قوم پس از فرزند آدم عليه السلام بودند كه هلاك مىشدند . خداوند عزّ وجل بيمارى نخاع را بر آنها مسلّط كرد و افتخار و فراوانى نفرات و ملك و پيامبرى را در خاندان مضر قرارداد و آنها [ ايادىها ] قدم به سرزمين عراق گذاشتند . مسعودى نيز مطلبى دارد به اين معنا كه توليت كعبه پس از جرهمىها به فرزندان اياد بن نزار رسيد . وى پس از ذكر خبر مربوط به جرهمىها كه ولايت كعبه در اختيار فرزندان اياد بن نزار قرار گرفت ، مىگويد : پس از آن جنگهاى بسيارى ميان فرزندان مضر و اياد