محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

73

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

و بنا به روايتى كه در صحيح بخارى آمده ، كارگزارِ عُمَر ، براى وى خانه‌اى خريد تا آن را زندان قرار دهد ؛ زيرا در كتاب خود ، بابى را : « باب كاروان‌سراها و زندان‌هاى واقع در مسجدالحرام » ناميده است . « نافع بن عبد الحارث » نيز خانه‌اى از صفوان بن اميه براى ساخت زندان ، خريدارى كرد ، به اين شرط كه عُمَر راضى باشد و ( به روايت اصيلى و ابوذر ) او راضى شد و قابسى روايت كرده كه اين معامله مشروط به رضايت عُمَر بود ، كه اگر راضى باشد ، فروش درست است و اگر راضى نباشد ، بايد مبلغ چهارصد درهم - و در روايت ابوذر چهار دينار - به صفوان پرداخت شود . اين روايت را به نقل از بزرگان ، از تاريخ ازرقى آوردم ، زيرا با آنچه در صحيح بخارى آمده ، تفاوت دارد ، چرا كه ازرقى مىگويد : جدّم نقل كرده است كه ابن‌عيينه به نقل از عمرو بن دينار از عبدالرحمان‌بن فروخ نقل كرده كه نافع بن عبدالحارث از صفوان بن اميّه زندان را ، كه پيش از آن ، خانهء « ام‌وائل » بود ، براى عمربن خطّاب به مبلغ چهار هزار درهم خريدارى كرد ، به اين شرط كه اگر عمر راضى بود ، معامله براى او باشد و اگر راضى نبود ، چهار صد ( درهم ) به صفوان پرداخت شود . « 1 » نافع بن عبدالحارث ، همان ( خزائى ) كارگزار عمربن خطاب بر مكه و بنا به گفتهء « ابن‌عبدالبرّ » « 2 » يكى از بزرگان و فضلاى صحابه است و شكى ندارد كه آنچه را انجام داده ، مورد رضايت عمر واقع مىشود و اجازهء او را در پى دارد . از طرفى ، چنانچه عمر و ديگران يقين داشتند كه پيامبر صلى الله عليه و آله معتقد به تسليم شدن اهل مكه در برابر مسلمانان بود ، هرگز چنين كارى نمىكردند و جداً بعيد است كه پيامبر صلى الله عليه و آله چنين كرده باشد و از ايشان و ديگر علماى صحابه ، پنهان مانده باشد و اگر آن حضرت عملكرد يكى از ايشان را مذمت مىكرد ، مطمئناً ديگران با خبر مىشدند و اگر به خلاف بودن روش علما يقين داشتند ، هرگز در مذمت ايشان لب فرو نمىبستند .

--> ( 1 ) - « اخبار مكه » ، ج 2 ، ص 165 ( 2 ) - الاستيعاب ، ج 3 ، ص 539