داود بن علينقى وزير وظايف
87
سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )
چهارشنبه ، به يك استپ رسيديم ، عمارتى بزرگ و باغ وسيعى ، چشمهاى در كنار كانال ، دور چشمه سبزهء زمردى رنگ ، دو سه بوته گل شمعدانى ، چهرهء خيلى پرگل ، واقعاً خيلى باصفا بود ، كشتى ما به واسطه بزرگى كه دارد ، آب كانال كم است ، آرام حركت مىكند . شب پنجشنبه يك ساعت از شب گذشته رسيديم به « سويس » ، كشتى به جهت ناخوشى ، نيم ساعت توقف كرد ، بلد دريا كه از « سوئيس » به « جده » بلد مخصوص دارد و فرنگىها نمىتوانند كشتى را ببرند ، و طايفهء مخصوص هستند كه بلد راه هستند ، اجير مىشوند ، بلد بر داشت ، راه افتاد ، ولى خيلى سريع حركت مىكرد ، روز پنجشنبه و جمعه و شنبه را تا سه ساعت به غروب ، متصلًا كشتى در كمال سرعت حركت مىكرد ، علامتى ديده نشد ، الا گاهى كوههايى چند ديده شد ، كه يكى از آنها را مىگفتند « كوه طور » است ، چند چراغ هم كه فانوس مىگويند و تفصيل آن معروف است ، در وسط بحر ساختهاند ، كه ازته دريا با سنگ و آهك بالا آورده ، از روى آب به فاصله چهار ذرع اطاقى ساختهاند ، كه براى حوائج سه نفر كافى است و پانزده روز به پانزده روز اين سه نفر عوض مىشوند و در بالاى آن اطاق ، فانوسى بزرگ كه در شب چراغ روشن مىشود گذاردهاند ، سه يا چهار جا ديدم ، در ميان كانال به فاصلهء هر دويست قدم و بعضى جاها هزار قدم ، چراغ در ميان آب گذارده بودند ، از دو طرف كه خيابانى از چراغ تشكيل مىنمود ، به جهت خط عبور كشتى و در كنار كانال صندوقى از نفت « 1 » سربسته بود كه به واسطه سيم مجوّف « 2 » به چراغ راه داشت و مدد مىداد و اين چراغهاى كوچك ، شب و روز روشن است . محاذى ميقات صبح روز جمعه كاپيتان كشتى در دو جاى كشتى پرده كشيده و تلمبهاى كه به واسطه حركت چرخ بخار ، آب را متصلًا بالا مىدهد ، از سقف آن چادر و پرده آويخته ، كه هميشه به قدر نيم فرد آب از سقف مىريخت و اعلان كرد كه چون امروز به محاذى احرامگاه كه ميقات باشد مىرسيد ، هر كسى بخواهد غسل كند ، اگر مىخواهد چيزى به
--> ( 1 ) - در متن نفط نوشته شده است . ( 2 ) - ميان تهى ، چيزى كه ميان آن خالى است .