داود بن علينقى وزير وظايف
64
سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )
شهرهاى ديگر نديده بودم ، خيابانها پنجاه ذرع ، بلكه بيشتر عرض دارد ، و از هر طرفى ده دوازده ذرع سنگهاى بزرگ حجّارى شده فرش شده ، كه پا مىلغزيد ، در وسط بعضى جاها اشجار كاشته شده بود و بعضى جاها سنگ فرش شده ، ارّابهها على الاتّصال در حركت ، در اينجا يك نوع درشكههاى روى باز ديدم كه بدون چرخ روى برف مىخزد ، و هر يكى دونفر پليس نمىكرد ، « 1 » درشكه خيلى كم بود ، فايتون آهنى هم كه با اسب حركت مىكرد ، هم زياد بود ، همه كوچهها داشت ، بعضى ارّابهها به جهت حمل بار ديدم برگاوميش بسته بودند ، بندرگاهى خيلى بزرگ است ، ده دوازده پل بزرگ چوبى بر روى دريا بسته دارد ، هميشه صد كشتى در لنگرگاه هست ، راه آهنهاى متعدد ، دو سه پلهاى آهن ، در جلو شهر به جهت عبور راه ديدم ، خيلى نقل دارد ، پل بسيار قشنگى از شهر ، كنار آب دريا ساختهاند ، خيلى خوشگل ، خيلى قشنگ ، از كشتى حمل به شهر و به همان خانهء نمرهاى كرديم ، صاحب آن « روس » بود ، خدمتكارهاى زنانهء روس مشغول خدمت بودند ، قصابى مسلمان پيدا نمىشد ، مرغ گرفته ، خود ذبح كرديم . زنان روس در اينجا زنهاى خيلى خوشگل ، صورتهاى خيلى سفيد مقبولِ بانمك ، عمارتهاى پنج طبقه تمام از سنگهاى بزرگ ، پنج ذرع عرض و پنج ذرع ارتفاع ، مثل كوهى ساخته شده ، همه گروه همه نوع مردم از اهالى « روس » و « عثمانى » كشالى و چينى شكن سپاه * دگرگونه جوشن دگرگون كلاه * * * چون ماه فروزنده زهر دكّه در آمد * حورى بچهاى سرو به قد ، كبك به رفتار بازارى كه در « بادكوبه » هم ديده بودم ، در اينجا هم ديده شد ، خيلى بهتر و خوبتر ، سرپوشيده كه سقف آن از آيينه است ، دكاكين آن در جلو هر درى يك پارچه آيينهء - تقريباً
--> ( 1 ) - در متن چنين آمده ليكن به نظر مىرسد صحيح اين است ( هر يكى دو نفر پليس حمل مىكرد ) .