داود بن علينقى وزير وظايف
206
سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )
نكردم كه بتوان حملى بر اين كار براى او قرار داد ! سوم : « 1 » صاف نبودن آن شكاف است كه جوى مىگويند . در بعضى جاها ميان بند از سنگ دارد ، كه با وجود او گذشتن آب ممكن نيست و اللَّه العالم . پالميرا در « جام جم » ، مرحوم خلد آشيان ، دانشور كامل « متعهّدالدّوله فرهاد ميرزا » مىنويسد كه : در تركى « آسيا » در قديم شهرى مقبول بوده ، كه او را « پالميرا » مىگفتهاند . ملكه آنجا را كه اسمش « زنوبيه » بوده است شاهنشاه « ازليس » ، دويست و هفتاد سال بعد از « عيسى » گرفته محبوس نمود و اين شهر را خراب كرد و علامات باقيه اين شهر باعث حيرت است و از بناهاى « حضرت سليمان » مىگويند و نام او « تدمر » بوده است و يك وقتى اين شهر ، پايتخب شاهنشاهى بزرگ بوده است و محل تجارتگاه ممالك شرقى و بزرگترين شهرهاى « آسيا » بوده ، دور او ده ميل مسافت داشته است . « زنوبيّه » محتمل است همان « زباء » سابق الذكر باشد و محتمل است كه ملكه ديگر بوده است . « سبحان من لايزول ملكه » . مجو درستى عهد از زمان سست نهاد * كه اين عجوزه « 2 » عروس هزار داماد است چهار نفر عسكرى كه با خود آورده بودم ، پنج مجيدى انعام داده رضايت نامهاى هم با كاغذى تشكر به مدير « قريتين » نوشته و آنها را مرخص كردم و رفتند . شب را در آنجا مانده و صبحى حركت كرده ، به فاصله سه ساعت رسيديم به آبادى كه او را « اراك » مىگويند . دهى در ميان درهاى واقع ، سه قنات آب دارد ، اما هر قناتى اگر دو زوج آب داشته باشد . جاى خيلى با صفايى بود تپه در وسط درّه بود . سه طرف او زراعت جو داشت و جو هم هنوز سبز و خرم ، تازه شيره بسته بود . هوا هم معتدل و خوب بود . چادرها را گفتم
--> ( 1 ) - در متن دوم آمده است . ( 2 ) - در حاشيه كتاب نوشته شده است : ( عجوز ) بدون هاء صحيح است .