داود بن علينقى وزير وظايف
207
سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )
در بالاى تپه برپا كردند كه دامنهاى آنها بر سبزه و آب گشوده مىشد . اسطخرهاى « 1 » آنها هم مملو از آب بود . خيلى خوش گذشت . گوشت برّه بسيار خوبى همراه بود . پلوى برهء خوبى هم ساختند . آب خوش گوار بود . بحمداللَّه خيلى خوش گذشت . در « تاريخ واقدى » مسطور است كه : « اركه » و « سخنه » اول معموره و آبادى است كه « خالد بن وليد » صلحاً آنجا را از مملكت « شام » مفتوح نمود . معلوم مىشود همين « اراك » بوده است و چنين مستفاد مىشود كه قلعهء بزرگ و معتبرى بوده است و مىنويسد : « اركه » اول حد « شام » و گمرك خانه آنجا بوده است كه « خالد بن وليد » از « عراق » كه مامور به سردارى قشون اسلام « شام » شد در زمان « ابوبكر » ، و « ابوعبيده » مامور متابعت او گرديد . به « اراك » آمد و « اركه » و « سخنه » را به صلح به تصرف درآورد و بعد از آن « تدمر » را نيز صلحاً مفتوح نمود . اينك « سخنه » و « تدمر » دو قلعه بزرگ هستند . ليكن « اركه » آبادى چندانى ندارد و جاى مختصرى است . يك خبر ناگوار ولى از آنجايى كه نبايد در اين راه خوش بگذرد ، شب ساعت چهار كه خواستم بخوابم ، از طرف چند نفر از مشايخ اعراب شيعى كه از « موصل » آمده بودند و به « مكه » آمده با ما از « شام » همراه بودند و شش دستگاه ارّابه باركش كرايه كرده بودند ، كسى آمد كه حضرات به شما كار دارند . خارج چادر فرشى انداخته ، حضرات آمدند مذكور داشتند كه ما خيال داشتيم ساعت چهار حركت كنيم . عربى از اهل اينجا به ما خبر داد كه دوازده « مردفه « 2 » سوار » ، كه بيست و چهار نفر باشند از اعراب در راه ديده است و احتمال مىرود كه به خيال ما آمده باشند . عسكر هم كه امروز همراه شما نيست ، تكليف چيست ؟ چون از « تدمر » عسكر همراه ما نيامد به جهت اينكه سر عسكر آنجا مذكور داشت كه راه بحمداللَّه امن است و ما هم بيش از چهار نفر عسكر نداريم ، دو نفر با مدير رفته
--> ( 1 ) - در متن اسطرخها آمده كه در فارسى استخر صحيح است . ( 2 ) - دوازده سوار رديف يكديگر و دنبال هم ، در متن مردوفه آمده است .