داود بن علينقى وزير وظايف

161

سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )

بوده‌است ، و سنگى كه حضرت بر او تكيه فرموده‌اند ، و به روايتى دندان مبارك بر او افتاده است ، در طرف راست محراب به ديوار نصب شده است ، گنبدى كوچك كه داخل آن طولانى است ، شش در سه ذرع و نيم داخل اوست ، صحنى تقريباً همين قدرها دارد ، از سنگ و گچ ساخته‌اند . عصر يكشنبه را هم كه حركت كرديم ، در يك فرسخى « مدينه » ، « وادى زفه » كه قريب به همين « احد » است ، دو سه هزار قدم فاصله در طرف چپ ، و مىگويند ميدان جنگ در اصل همين نقطه بوده است ، منزل كرديم ، چاه آبى و زراعت مختصرى هم داشت ، شب ماهتاب بود ، رفتم چادر « جناب وكيل‌الدوله » كه نزديك هم بوديم ، چون در « مدينه » رفت و آمد نكرده بوديم ، قدرى صحبت كرديم ، مراجعت كرده ، شام خورده ، ساعت نه حركت كرديم ، اردوى خيلى منظم « عبدالرحمان پاشا » ، در كمال مواظبت از حاج وارد و پياده را هم كليتاً بر گردانيدند ، اگر چه باز هم ده بيست نفرى به دزدى همراه