داود بن علينقى وزير وظايف

106

سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )

نصيب كند ، ان شاء اللَّه . بعد از فراغ از عمل مراجعت كرده ، شامى صرف شده ، قدرى خواب و قدرى بيدار ، شب را به صبح رسانيدم ، « مسجد خيف » از مساجد قديمه است ، مسجدى بزرگ است ، تقريباً مربع است ، يك طرف آن كه طرف قبله است ، طاق دارد و يك ستون ، در وسط كه شبستان مانند است بيست و نه طاق دارد ، كه هر طاقى سه ذرع ، بلكه سه ذرع و نيم است ، دور [ آن ] ديوار است ، و تقريباً صحه و صحن مسجد مربع است ، در وسط قبّهء « 1 » هشت دارد ، قبه چندان مرتفع نيست ، و قطر دايره آن بايد هشت ذرع باشد ، محرابى هم دارد ، يك مناره هم دارد ، در مسجد هم يك مناره‌اى دارد ، در كنار سردر و درى و درگاهى ، در اطراف درگاه ، كتيبه‌اى به خط ثلث ، آيات قرآن نوشته‌اند ، چون خيلى درهم بود و شب هم بود ، درست نخواندم ، سه پله هم دارد ، ارتفاع از زمين دارد ، ميان همه مسجد را ريگ نرم ريخته‌اند ، كه نماز خواندن با حال احرام اگر چه فرش هم انداخته بودند ، خالى از زحمت نبود ، باز « بخارائىهاى صوفى » را كه در كشتى ديده بودم ، در مسجد ديدم ، پهلوى بقعه نشسته ، حلقه ذكر گرفته‌اند ، ميان صحه مسجد زير آن سرداب است ، اموات « منا » را در سال‌هاى ناخوش دفن مىكنند ، امسال بحمداللَّه [ حاج ] خيلى سلامت است ، ابداً در « منا » و « عرفات » جنازه نديدم ، مگر يك نفر ، آن هم بعد از مراجعت از « عرفات » در « منا » ديدم ، آن هم از اجل طبيعى مرده بود ، شب را هوا خوب سرد شده بود ، مكه و چنين سرد ! ! كسى گمان نداشت ، به خصوص شب سيّم ماه بارانى آمد ، و بعد از باران هوا خوب سرد شده بود . سرماى شديد در شهر وسط روز در اطاق ، بالاپوش ضخيمى مىانداختم و سردم بود ، كه زكام كردم ، صبح اول اذان كه توپ از هر دو حمل انداختند ، تقريباً پنجاه شصت تير در اوقات صلاة براى دخول وقت ، و در اول آفتاب از دو حمل مىزنند ، جمّال و حمله دار حاضر

--> ( 1 ) - سقف گرد و دايره‌اى شكل - گنبد .