سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
86
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى )
قَدْ زارِ اسلامْبُولَ ثانى مَرّة * اذْ رامَ حجّ البَيْت ثُمَّ الامْكنَه فاسْتَقْبلَتهُ وَأهلها بِمَرَةٍ * وبَحُسْنِ تعظيم وَأحسَنُ طنطنه وَأجَلّه المَلِكُالحَميد وَزَادهُ * لُطْفاً وَأنزَلَهُ لعزٍّ مَسْكَنه ورخَتْ كما شَهدالمُؤرِّخِ قائلًا * « دارالسّعادة فى حِسامِالسَّلْطنه » « 1 » فيضى شاعر گفته است : درفريب و دلپسند و دلگشا شد ملك روم * مژدهاى زندانيان دارالصفا شد ملك روم تا به اسلامبولْ نازل گشت آن كيهان خديو * پاى تا سر مظهر نور خدا شد ملك روم نيّر اقبال سرزد اينك از ايران زمين * بىنياز از نور خورشيد سما شد ملك روم چشم آن دارد كه گردد سرور لاهوتيان * تا بپاى اقدست چشم آشنا شد ملك روم روم محروم است از معصوم گويند اينعجب * پويهگاه مقدم خضر هدى شد ملك روم بحر ذخاريّست موجش دولت اندر دولت است * فيضيا بنگر چسان دولتسرا شد ملك روم بر زبان خامه يك تاريخ نغز افتاده است * « از حسامالسلطنه فردوسها شد ملك روم » « 2 » بالجمله واپور از بوغاز اسلامبول به حركت افتاده و ما بين جنوب و مغرب مىرفت . شب كه شد از بوغاز اسلامبول بيرون آمده ، داخل طول درياى مرمره شديم . مرمره اسم جزيرهاى است و اين دريا به اسم آن موسوم است و از آنجا سنگ مرمر به اسلامبول مىآورند . طول اين دريا را صد ميل انگليسى و منهاى عمق آن را ششصد و چهل و هشت قلاج نوشتهاند . و جزيرهء مزبوره در سمت يسار واقع بود و سه جزيرهء ديگر در اطراف داشت . درياى مرمره سه شنبه سيزدهم چهار ساعت از روز گذشته از محاذى گلى پَوْلى گذشتيم . در سمت يمين در اول بوغاز ، در دنلس واقع بود ؛ چون واپور مخصوص سلطانى در اين آبادى كارى نداشت مكث نكرده گذشت و بعد از دو ساعت به چاناق قلعه رسيديم و حركت رو به جنوب مغرب بود و چاناق قلعه در سمت يسار در طرف شرق واقع بود و اين نقطه
--> ( 1 ) . در زير مصرع آخر كه مادهء تاريخ سفر مؤلف است سال 1297 آمده است . ( 2 ) . اين ماده تاريخ نيز همان سال 1297 را نشان مىدهد .