سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه

87

سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى )

وسط بوغاز است و عرض بوغاز چندان زياد نيست . در ابتداى آبادى قلعه‌اى داشت و در وسط آن بناى مرتفعى ساخته بودند كه قورخانه و توپخانه بود و پس از آن عمارات بود و در سمت غربى هم آبادى بود كه آن را كليد بحر مىگفتند . سه باستيان داشت و استعداد بحريه و توپ داشتند . دو كشتى دودى و هفت كشتى بادى نيز در برابر چاناق قلعه لنگر انداخته بودند و چند كشتى هم ديده شد كه از لندن مراجعت مىنمودند كه از پوتى و ادسا گندم ببرند و از قرارى كه تحقيق شد از خصايص اين كشتىها ، يكى اين است كه گندم را با همان ماشينى كه در آب حركت مىكند و كشتى را متحرك مىسازد آسيا را نيز متحرك ساخته ، گندم‌هاى انبار را بتدريخ آرد كرده و در ميان كيسه ريخته سرش را مىبندند و همان كيسه‌هاى آرد بيخته را به لندن مىبرند . بالجمله در چاناق قلعه بعضى ظروف سفالى مىسازند و ملوّن و منقّش مىكنند و به همين جهت آنجا را بدين اسم موسوم داشته‌اند ، زيرا كه چاناق در تركى به معنى ظروف است كه سفالى باشد و از آن ظروف به كشتى آوردند و بعضى از اتباع خريدند . لنگرگاه بندر سامس چهارشنبه چهاردهم ذىالقعده پنج ساعت و نيم از دسته گذشته ، به نزديكى سامس رسيديم . كشتى لنگر انداخت و يك ساعت و نيم مكث كرد و احمد راسم‌پاشا خداحافظ نموده در كرجى نشست و به محل مأموريت خود رفت . جنرال قونسول انگليس و آلمان كه مقيم سامس بود شنيده بود كه ما در اين واپور هستيم ، به كنار آبادى آمده و در كرجى سوار شده به ميان واپور آمد . ما در سطحه مرتفع صفحه كشتى بار تماشاى آبادى سامس نشسته بوديم . مشاراليه آمده نشست و به زبان فرانسه صحبت كرد و فرزندى ابوالنصر ميرزا ترجمه مىنمود . آدم خوش‌رو و خوش‌صحبتى بود ؛ خواهش نمود آنچه در سامس عمل مىآيد بفرماييد تا از براى شما بفرستم و مخصوصاً اسمى از شراب برد و غافل از سنت و كتاب بود . جواب دادم شراب لازم نيست ؛ شنيده‌ام در اينجا انگور خوبى عمل مىآيد كه آن را انگور مشك مىگويند ، قدرى از آن بفرستيد . جواب داد كه انگور تمام شده ، ولى از كشمش آن قدرى مىفرستم . اسم خود را در كارت نوشته به من داد و من هم كارتى به او دادم . رفت قدرى كه گذشت دو صندوق فرستاد ، يكى كشمش بود و يكى