سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
79
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى )
دولتين عليتين بود ، در نهايت ادب به عرض رسانيدم و از سلم و صفوت و اتحاد اين دو دولت اسلام عرضها كردم . چون به زبان تركى فرمايش مىفرمودند ، بنده هم به تركى جواب عرض مىنمودم و در ترجمهء بعضى لغات اسلامبولى جناب معينالملك نيز معاونت مىنمودند كه مطلب بهتر معلوم شود و اعليحضرت سلطان ، پسر كوچك خودشان را كه لباس و فانسقهء « 1 » سربازى داشت ، احضار فرمودند ، روزنامهاى خواند ، خيلى خوب قرائت كرد و استعداد از وجنات احوالش نمودار بود . خلاصه مجلس طول كشيد و شخص سلطان خيلى با وقار و ادب و متانت بودند . فرمودند يك شب بايد زحمت كشيده بياييد و شام را در اينجا صرف نماييد . عرض كردم براى بنده زهى شرافت است كه فيض حضور مبارك را مجدداً حاصل نمايد . بعد برخاسته مرخص شدم . وقتى كه بنده برخاستم و ايشان هم برخاسته با من آمدند ، نزديك در اطاق ايستادند و فرمودند : معرفى عملهجات مخصوص خودم را كه در اين مجلس حاضرند بايد براى شما بكنم . جناب وكيلباشى و غازى عثمانپاشاى مشير خلوت و صمدپاشاى سرقرنا كه امين خلوت است و نجيبپاشاى فريق خلوت كه رئيس خدام است و رضاى بيك منشىباشى حضور و خليلپاشاى آجودان حضور كه همگى در آن مجلس حاضر بودند و در خدمت سلطان نشسته بودند ، معرفى فرمودند . پس از آن به اطاق ديگر رفته شربت و قهوه صرف كرديم ، بعد به كنار بوغاز آمده به واپور سلطانى نشسته به عمارت كوكصو آمديم و عصر با منيفپاشا سوار شده به گردش رفتيم . روز پنجشنبه غره ذىالقعهدة الحرام بعد از صرف نهار براى بازديد جنابان ، وزير امور خارجه و وكيلباشى به واپور مخصوص سلطانى سوار شده با جناب معينالملك به شهر رفتم . اول بازديد از جناب وكيلباشى نمودم ، بعد به خانهء وزير امور خارجه رفته از ايشان بازديد كردم . بعد از آن به سفارتخانه دولت ايران كه در قرب بابعالى است رفته نماز خواندم و بعد از صرف عصرانه و چاى معاودت نمودم . جمعه دوم ذىالقعدة الحرام در منزل كه عمارت كوكصو است به استراحت بسر رفت .
--> ( 1 ) . در اصل گويا به اشتباه : فالسقه . فانسقه به زبان روسى نوعى تفنگ روسى بوده كه در آن عهد در ايران مرسوم بودهاست . به جافشنگى نيز فانسقه گفته مىشده است . ( دهخدا )