سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
80
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى )
شنبه سيم ذىالقعده با جنابان معينالملك و منيفپاشا و اميرزادهها به منزل عداره فرِرِ كه در صنعت عكاسى وحيد عصر است رفتم كه عكس ما را به اقسام مختلف بيندازد و از او به يادگار داشته باشيم . مشاراليه اسباب عكاسى را حاضر نموده ، سه قسم از من عكس انداخت . يك بار ايستاده با لباس رسمى و بار ديگر نشسته با لباس رسمى بعد از آن بالاجماع ، و چون هوا مساعد انداختن عكس نبود از آنجا بيرون آمده به كالسكه سوار شديم كه به كنار بوغاز آمده در واپور بنشينيم . در بين راه ، باغ ملتى كه جديدالاحداث بود به نظر آمد . از كالسكه پياده شده به باغ مزبور رفتيم . باغ با روحى باصفايى بود و مشرف بر اراضى بود كه اشجار فراوان داشت . مردان و زنان فرنگى در اطراف و جوانب باغ گردش مىنمودند و بعضى بر روى صندلىها نشسته بودند . پس از آن بيرون آمده به كنار بوغاز رفتيم و در واپور نشسته به منزل جناب معينالملك رفته ، بعد از اداى فريضه ، به عمارت كوكصو مراجعت نموديم . يكشنبه چهارم ذىالقعده چون جنابان معينالملك و منيفپاشا وصفى از قصر سلطان عبدالعزيز نمودند كه در سمت صحراى كوكصو و در محل باصفايى عمارت خوشمنظرى ساختهاند كه تفرجگاه سلطان مزبور بوده است ، قرار بر اين داديم كه امروز سوار شده به آنجا برويم و نهار نيز در آنجا صرف شده عملهجات اعليحضرت سلطان كه مواظب خدمت بودند ، نهار را در آن قصر حاضر كردند . سه ساعت از روز گذشته با جنابان معزىاليهما و اميرزادهها به اسبها مخصوص سلطانى سوار شده به قصر سلطان عبدالعزيز رفتيم . الحق جاى خوشمنظر باصفايى است . آب جارى داشت و هوا هم براى تفرج بسيار مساعد بود : الَّحبُ تَبْكى وَالرِّياضُ ضَواحِكُ * وَالوقَت صاف وَالنسيمَ رخاء با مساعدت هوا و مصاحبت جناب معزى اليهما بسيار خوش گذشت و چون شب را براى سفر شام در خدمت سلطان دعوت شده بوديم ، با جناب معينالملك و اميرزادهها به سراى سلطان رفته ابتدا در اطاقى كه جناب سعيدپاشا و ساير وكلا حاضر بودند چند دقيقه نشستيم ، بعد به حضور سلطان احضار شده به همان سبك سابق شرفيابى حاصل كرديم و مورد نوازش شديم و در وقت شام در سر ميز مواجه سلطان نشستيم و جناب