سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه

63

سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى )

شد و كارخانه‌هاى زياد در اين راه ديدم . چرخ‌هاى متعدده در نزديكى آنها گذارده بودند كه مرمت نمايند . و در سحرا قصبه‌اى ديده كه علف قرمز و گندم سياه داشت . از قرارى كه مىگفتند ، گندمش خيل قوت دارد و به مصرف ارزاق لشكر مىرسند . و يك ساعت از ظهر گذشته به قصبه‌اى معتبر ديگر رسيديم . پل محكمى داشت كه طولش يك ورس است و كليسياى بزرگى هم در آن قصبه ديده شد كه بسيار عالى بود و در نزديكى رودخانه اين جا ييلاق سرباز است كه دو فوج صالدات در آنجا اقامت دارند و متجاوز از پنجاه انبار غله در آنجا ملاحظه شد كه پر از غله بودند . و تا كيف تقريباً سه فرسنگ و نيم جنگل ديديم كه همه موزون و سبز و خرم بودند . سه ساعت به غروب مانده وارد شهر كيف شده در مهمانخانهء آنجا پياده شديم كه كالسكه را عوض كنند . شهر كيف در بلندى و پستى واقع است و از شهرهاى بزرگ روسيه است . در هشتصدسال قبل آنجا را روس كوچك مىگفتند . صد و بيست‌هزار جمعيت دارد و سيصد و شصت و پنج كليسياى بزرگ و كوچك در اين شهر است . چهار فوج سرباز و دو فوج قزاق و دوازده عرّاده توپ در آنجا است و راه‌آهن از وسط شهر مىگذرد و صفا و طراوت اين شهر به مراتب از حاجىطرخان بيشتر است . حاكم آنجا به جهت مهمى به پطرزبورغ رفته بود . رئيس افواج در آنجا حاضر بود . از اين شهر تا شهر ادسا ششصد ورس است و تا ورشو ، هشتصد ورس است . تا يك ساعت و نيم از شب رفته در ان‌جا بوديم . كالسكه عوض شده حركت نموديم و از مهمانخانه‌هايى گذشتيم كه همه معتبر بودند . امروز باران هم مىآمد . در شُمَنْدُفر سه‌شنبه بيست و دوم شوال حركت تا ادسا رو به مشرق بود . دره‌هاى خوب باصفا و جنگل‌هاى قشنگ و مهمانخانه‌هاى مرغوب در اين راه مشاهده نموديم و كارخانه‌هاى متعدده در ازمين ملاحظه نموديم و چغندر زياد در اين راه كاشته بودند . از قرارى كه تحقيق نموديم در يكى از بلوكات آنجا كه پاولى نام دارد ، قند را خوب مىريزند و اين چغندرها را براى مصرف كارخانه آنجا مىكارند كه در آنجا از آنها قند بريزند . و از پاولى تا سرحد اطريش كه هونگرى نام دارد ، صد و بيست ورس است . چهار ساعت از شب رفته