سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه

64

سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى )

وارد ادسا شديم . پدر قونسول ايران كه آدم معمّر متمول معتبرى است لدىالورود ، تا كالسكه راه‌آهن به استقبال آمده ما را به قونسولخانه دعوت نمود . پسرش كه قونسول دولت ايران است حاضر نبود و به جهت معالجه به آب‌گرم رفته بود . ما هم دعوت او را اجابت نموديم . خودمان با فرزندى ابوالنصر ميرزا و محمد ميرزا و قهوه‌چى و آبدار به قونسولخانه رفتيم و باقى همراهان را در مهمانخانه نزديك قونسولخانه اقامت داديم . پدر قونسول شخص آداب‌دانى است و خودش هم قونسول دولت بلجيك است . تجارت گندم و بقولات مىكند و در راه‌آهن شراكت دارد . عمارات عالى داشت كه بسيار مزيّن بود و به دل و جان از ما پذيرايى خوبى كرد و منتهاى امتنان از پذيرايى او حاصل نموديم . زن معقوله‌اى داشت و صاحب دو پسر و دو دختر بود . يك پسرش قونسول ايران بود و پسر ديگرش به امور شخصى پدرش رسيدگى مىكند . يك دخترش شوهر داشت و در همان عمارت منزل كرده بود و دختر ديگرش هنوز به شوهر نرفته بود . همهء آنها معقول و تماماً زبان فرانسه مىدانستند . اگر چه مشهدى حسن ترك كه از اجزاى قونسولخانه بود زبان روسى مىدانست و مترجم آنها بود ، اما مكالمهء قونسول به زبان فرانسه بود و فرزندى ابوالنصر ميرزا ترجمه مىكرد . با اينكه مهمان مشاراليه بوديم ، غالباً شب و روز غذاى مخصوصى هم طبّاخ خودمان طبخ كرده در سر ميز صرف مىنموديم و با نهايت خوش‌رويى از غذاى فرنگى احتراز مىكرديم . ادِسا اين شهر در سابق متعلق به دولت عثمانى و حالا از بلاد متصرفى دولت روس است . در نود و هفت سال قبل از اين جنگل و دزدگاه بوده است . به مرور آباد شده است و بيست و پنج سال است كه آبادى آن به اتمام رسيده است . بانى اول اين شهر ، ريشىليو نام فرانسوى بوده كه تبعه روس شده است و مجسمهء او را در آنجا ساخته‌اند . اين شهر به سردارى پسكاويج فتح شده به تصرف دولت روس درآمده است . شهر بسيار زيبايى است و در كنار درياى قرادنگيز واقع است و مشرف به دريا است . و اراضى اين شهر غالباً مسطح است و به قاعدهء هندسى طراحى كرده‌اند . كوچه‌ها و خيابان‌هاى موزون وسيع