سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
50
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى )
سالى كه در ركاب مبارك سركار اقدس ملوكانه - روحنا فداه - به تفليس مىرفتم مرا ديده بوده و به ايران هم آمده است . آدم هشيار متينى بود . پس از ختم مجلس از كشتى بيرون آمده به منزل خود رفت . شهر بادكوبه از مداين قديمهء ايران است . اكنون جزو بلاد متصرفى روس شده است . در طرف شمال ، در دامنهء كوه واقع است و خانههاى آنجا بر روى هم ساخته شده است و به قدر بيست و پنجهزار جمعيت دارد كه پنجهزار روسى و ارمنى و باقى مسلمان و شيعه هستند و در كنار درياى خزر اتفاق افتاده ، كوچههاى قديم آن تنگ و معوج بوده حالا روسها كوچهها و خيابانهاى وسيع و عمارات عاليه ساختهاند و چند كليسا بنا نهادهاند . باغچه حكومتى آنجا قريب ششهزار ذرع اراضى مضروبى « 1 » است و در وسط شهر قديم با رنج قلعهاى را در بلندى ساختهاند كه خزاين و عمارات ايالت شيروان در آنجا بوده ، اكنون آن قلعه باقى است . و از پناهاى قديم مسجدى در شهر است كه از بناى شيخ خليلالله است ، حيات و مقصوره ندارد ، به طور شبستان ساختهاند و وسط آن را طورى بنا نمودهاند كه مسقف نيست ، گويا سابقاً معبد بتپرستان بوده ، بعدها سلاطين اسلام مسجد نمودهاند . تاريخ بناى اين مسجد هفتصد هشتصد سال است كارخانه كشتىسازى و تصفيهء نفت هم در كنار دريا ساختهاند . برج دختر كه چهل ذرع ارتفاع دارد ، در يك سمت قلعه است . فانوس دريا را به جهت هدايت سفاين در آنجا روشن مىكنند و اين شهر آب شيرين كم دارد و بدين جهت ، غرس اشجار در آنجا كمتر مىكنند و در يك فرسخى بادكوبه از طرف جنوب ، امامزادهاى است معروف به بىبى هيئت كه خواهر امامرضا عليه السلام است و زيارتگاه اهالى آنجا است و خيلى اعتقاد دارند و اين امامزاده معروف به ده شيخ است و در آنجا كليسايى است كه گنبد آن شش گوشه است . لفظ بادكوبه باكوبه هم استعمال شده است و اهالى آنجا غالباً باكو مىگويند و در وجه تسميهء بادكوبه چنين گويند : بادقمه بوده ، يعنى بادى كه از قم و شنزار مىوزد ، چون اطراف آن شنزار است و از آنجا باد زياد مىوزد بدين اسم ناميده شد ، پس از كثرت استعمال بادكوبه شده است . شنبه دوازدهم شوال به بازديد نايبالحكومه رفتم . عمارت خوبى داشت . منظر آن
--> ( 1 ) . زمين پشك زده و شبنمى