محمد تقوى قزوينى
64
سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى )
از ماده گوگردى است كه از گوگرد مىآمد . و فرورفتن در اين آبها از جهت امراض سوداوى و جلدى نافع است و آقاى داداش به واسطه مختصر درد زانويى كه گاهى دارند ، إلى زانو در ميان آب فرو رفتند . بنده هم متابعت نموده إلى زانو فرو رفتم و مسافرينى كه صبح به هم ملحق شده بوديم ، اهل رشت هستند ؛ آنها هم فرو رفتند ، ولى نه همه آنها ، يكى از آنها . بعد از نيم ساعت مكث ، حركت كرديم . مقدارى كه طى نموديم ، يكى از آقايان سلسلهگى كه آقا سيد كاظم نام دارند ، پسر مرحوم آقا سيد سليمان هستند و در قريه آسيان كه يك فرسنگى آب گرم است ، در بين راه ملاقات شد . بعد از روبوسى و تحقيقات ، از يكديگر جدا شديم . و اين رود خررود سه - چهار شاخه است : يك شاخه او از سمت دست راست جاده آمده ، در آب گرم مىرود وشاخههاى ديگرى هم دارد ، ولى منبع اين آب ، كوههاى آوج و سلطانبلاغى است . [ ورود به آوج ] غرض ، يك ساعت از شب گذشته ، وارد به قريه آوج « 1 » شديم . بعد از صرف چايى و شام ، شب را خوابيديم و امروز هشت فرسنگ پيموديم . [ 5 ] صبح يوم [ جمعه ] شانزدهم شعبان ، از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى حركت نموديم آمديم . امروز اغلب سرما در ميان كوهها است و برف زيادى دارد . إلى پايين گردنه سلطان بلاغى ، همه جا آمديم ، ولى هوا سرد است .
--> ( 1 ) . نام محلى به راه قزوين و همدان ، ميان يولچى و سلطان بلاغ در 262500 گزى طهران ، و در آنجا پستخانه و تلگرافخانه هست . ( لغتنامه دهخدا ) . امروزه به نام آوه ، در مسير قم به سمت ساوه قرار دارد و بخش وسيعى را دربر مىگيرد .