محمد تقوى قزوينى
65
سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى )
[ ورود به اميريه و دشت همدان ] از گردنه سلطان بلاغى كه پايين آمديم ، وارد به دشت همدان شديم ، ولى خيلى آبادى اطراف او كم است و اراضى خوبى دارد . قرب نيم ساعت از ظهر گذشته آمديم به اميريه « 1 » كه متعلق به حسامالملك همدانى است . اين قريه جديد البناء است ؛ هنوز حمّام احداث نكردهاند و اراضى او تعريفى نيست . بعد از صرف چايى و ناهار ، سوار شديم . مقدارى كه راه آمديم ، اراضى شورزار بود كه تا چشم كار مىكرد ، بالاى راه و پايين راه نمكزار نمايان نمود ، ولى آبهاى زيادى از اطراف راه جريان داشت ، اما طعم خوبى ندارد ؛ چون سير او از زمينهاى نمكزار است . در ميان اراضى لميزرع جارى مىشد و اطراف جاده را بسيار خراب و باتلاق نموده كه ممكن نيست عبور از آن اراضى ، مگر از خط شوسه . [ كاروانسراى قريه ديان ] همه جا رانديم . قرب يك ربع به غروب مانده ، وارد به كاروانسراى خرابى شديم كه دو - سه منزل مختصرى داشت ؛ آن هم تماماً ارامنه كه از همدان به سمت قزوين مىرفتند ، گرفته بودند . در چند قدمى بالا ، قهوهخانه بود ؛ رفتيم در ميان قهوهخانه . صاحب قهوهخانه خودش رفت بيرون . و اين كاروانسرا و قهوهخانه راجع به قريه ديان است كه مقدارى از كاروانسرا دور است و اين قريه ديان بسيار بزرگ است ؛ تقريباً قرب سيصد خانوار است و ملكى حشمة السلطنه همدانى است . جزئى هم كسان ديگر مالكاند . قنات بسيار خوبى دارد كه تقريباً داراى سه سنگ آب است [ 6 ] ولى آبش خوب نيست . و امروز دوازده فرسنگ راه طى نمودهايم . امشب بعد از صرف چايى و غذا خوابيديم .
--> ( 1 ) . دهى است از بخش رزن شهرستان همدان با 177 تن سكنه . آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات و حبوب است . ( لغت نامه دهخدا و فرهنگ جغرافيايى ايران ج 5 ) .