الشيخ رسول جعفريان

26

دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى )

بالجمله ، بعد از گذشتن پنج ساعت از شب چهارشنبه 15 شوال [ 12 ] در حالتى كه بسيار بر ما در ماشين از بابت سكونت و عبادت و طهارت و اكل و شرب سخت گذشته بود ، وقتى كه در مهمانخانهء صادق آقا مسكن نموديم ، بعد از صرف چاى مختصر تا صبح مُغمى عليه افتاديم . صبحى را به سير شهر پرداختيم كه فى الواقع تماشا هم داشت . هرچند شهر و اهل آن در معنى از بابت استيعاب كفر و پليدى نجاست ارجاس كلاب و خنازير كه حكم گوسفندان خانگى را در آن شهر داشته ، نجسترين تمام نقاط عالم شمرده ميشد ولى در ظاهر مانند قبور مجصصه بسيار قشنگ و شكيل و ظريف ، خيابان‌هاى ساخته پرداختهكه عرض هر يك بيست و پنج ، چراغ‌هاى برق در هر بيست و سى قدم فاصله كوبيده ، مواظب خطوط خيابان همهجا حاضر و ناظر ، به قدر خردلى خاشاك در خيابانها ديده نمىشد . خصوصاً باغچهها و وبوستان‌هاى مصنوعى كه گويا نقشه از باغ ارم برداشته‌اند . شمال شهر و جبل صحرا بود كه هر روز در هر ساعت ، مردانه و زنانه از بومى و غريب بهشناورى مشغول و به تطهير بدن و ملبوس در لب دريا هر ساعت حاضر . فى الواقع به وجود مسافر در آنجا از بابت آرزوى بسيار خوش مىگذشت . از آن جمله كليساها داشت مُشرف به خيابان ، مملو از بنات الله كه عكس جمالشان انسان را محو و حيران مىكرد و تماشاى ايشان هر وقت براى هر فردى بىمعارض ممكن بود و مردم شهرش اغلب به دين مسيحى ، قليلى از عثمانى و خيلى نادر دانه دانه شيعه پيدا مىشد ؛ آن هم از اتراك بى اعتدالى كه [ 13 ] ديده شد دلال‌هاى ايرانى الأصل تازه كافر كهنه مسلمان ، اوّل وهلهء ورود حاج