الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
38
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
بلا بيان و حكم عقلى به امت پيامبر ما مختص نيست . پس حديث رفع در مقام امتنان است يعنى چه ؟ جواب : امتنان از اين ناحيه است كه خداوند مىتوانست آن تكليف واقعى مجهول را به واسطه حديث رفع برندارد ، بلكه احتياط را بر ما واجب كند تا مكلف به واقع برسد و اين امر مانع عقلى نداشت . منتهى اين كار را نكرد اين خود نوعى امتنان بر امت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم است . بنابراين ، رفع در واقع بهمعناى دفع است نه بهمعناى واقعى و خاص كلمه . 2 . حديث سعه : در اين حديث از نظر ادبى دو احتمال وجود دارد : اول . كلمهء « ما » موصوله باشد و كلمهء « سعة » به سوى « ما » اضافه شود و معناى كلام اين باشد : الناس فى سعة حكم لا يعلمون اى الناس فى سعة من قبل ما لا يعلمون . دوم . كلمهء « ما » را مصدرى فرض كرده و ظرف براى « سعة » مىگيريم و معناى كلام اين مىشود : الناس فى سعة ما دام لا يعلمون . معناى اصالة البراءة هم همين است : مادامىكه مردم از واقع آگاه نيستند در وسعت بوده و مرخصاند . بنابراين استعمال دخانيات حكمش معلوم نيست و مادامىكه نمىدانيم در وسعتيم . پس از اين حديث اصالة البراءة به خوبى استفاده مىشود . 3 . حديث حجب : « ما حجب اللّه علمه عن العباد فهو موضوع عنهم » : كيفيت استدلال : كلمهء « ما » موصوله و بهمعناى شىء است . شىء در اينجا كنايه از تكليف و حكم است ، يعنى تكليفى كه مجهول بوده و خداوند علم آن را از بندگان برداشته و از انسانها مرفوع كرده است . حال استعمال دخانيات ممّا حجب اللّه علمه عن العباد فهو موضوع عنهم . اشكال : احكام شرعيه از يك ناحيه بر سه قسماند : اول . احكامى واقعيهاى كه اصلا به بشر ابلاغ نشده و از روز اول حجت الهى آنها را بيان ننموده است . دوم . احكامى الهيّهاى كه حجج الهى آنها را بيان نمودهاند ، ولى در اثر ستم ستمكاران در تاريخ دفن شد و به دست آيندگان نرسيد .