الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
39
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
سوم . احكامى كه حجت الهى آنها را بيان نموده و به ما هم رسيدهاند . دسته سوم در حق ما منجز است ، ولى دو دسته اول براى ما منجز و فعلى نيست و حديث ظهور در قسم اول دارد ، چون مىگويد : خدا حاجب شده درحالىكه در قسم دوم حاجب خدا نيست ، بلكه حاجب ظلم ظالمين است و محل بحث ما در قسم دوم است . پس حديث از مورد بحث ما بيگانه است ( فما قصد لم يقع و ما وقع لم يقصد ) . 4 . حديث اطلاق : « كل شىء مطلق حتى يرد فيه نهى » و طبق بعضى نقلها « حتى يرد فيه امرا و نهى » : بعضى از بزرگان گفتهاند : « إنّ هذه الرواية اظهر الاخبار دلالة على البراءة » . كيفيت استدلال : حديث مىگويد شما نسبت به هر چيزى ( كنايه از حكم ) كه نهى از مولى وارد نشده رها و آزاد هستيد و آن شىء هم رها و آزاد است و حق ارتكاب داريد و نسبت به استعمال دخانيات نهى وارد نشده فهو مطلق و هذا معنى اصالة البراءة . اشكال : در اين حديث دو احتمال وجود دارد : اول . مراد از ورود عبارت است از ايصال الى المكلفين و مراد از نهى هم عبارت است از نهى واقعى كه به اشيا به عناوين اوليهء آنها تعلق مىگيرد كه مورد بحث ماست . دوم . مراد از ورود صدور از جانب خداوند به توسط انبيا باشد ، و لو بعدا در اثر عروض عوارض اختفايى پيش آيد . طبق اين احتمال حديث ربطى به مبحث ما ندارد . و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال . به نظر حقير بعيد نيست كه حديث فوق ارشاد به حكم عقل باشد كه الاصل فى الاشياء الاباحه قبل ورود الشرع . در نتيجه ربطى به ما نحن فيه ندارد كه چيزى از مولى صادر شده ولى روى علل و عواملى به دست ما نرسيده است . پس اين حديث با همهء اظهريّتى كه ادعا شده بر مدعاى اصولى نيست . 5 . اخبار الحل : سه يا چهار روايت در مجامع روايى آمده است مبنى بر اينكه كل شىء لك حلال ، به نام موثقهء مسعدة بن صدقه و روايت عبد اللّه بن سليمان و عبد اللّه بن سنان كه قبلا متن آنها نقل شد . شيخ انصارى براى اثبات اصالة البراءة به حديث عبد اللّه بن سليمان و ابن سنان استدلال فرموده و آخوند خراسانى براى اثبات برائت به