الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
287
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جمع رءوس الناس و خيارهم فاستشارهم فاذا اجتمع رأيهم على امر قضى به ! ! باز آمده است : فى تعاليم عمر لشريح كما يؤتو عنه ، فان جاءك ما ليس فى كتاب اللّه و لم يكن فيه سنة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و لم يتكلم فيه احد قبلك فاختر اى الامرين شئت و ان شئت ان تجتهد برأيك لتقدم فتقدم ، و ان شئت ان تتأخر فتأخر و لا أرى التاخير الّا خيرا لك . علىاىحال ، در ميان صحابه و تابعين كسانى بودند كه اجتهاد به رأى مىكردند حتى در مقابل نصوص ؛ ولى در اين مرحله مفهوم روشنى از قياس عرضه نشده ، بلكه كموبيش مسلمين به قياس عمل مىكردند ، تا مىرسد به دوران امام صادق عليه السّلام . از اينجا مطلب ثانى آغاز مىشود . مطلب دوم : در اين دوره اهل سنّت به دو دسته تقسيم مىشوند : 1 . اصحاب الحديث يا اهل المدينه ؛ 2 . اصحاب الرأى يا اهل الكوفة . پايگاه اصحاب الحديث مدينه بوده و پايبند ظواهر روايات بودند و آنها را اصحاب الحديث گفتند . لان عنايتهم به تحصيل الاحاديث و نقل الاخبار و بناء الاحكام على النصوص و لا يرجعون الى القياس . سردستهء اين گروه مالك بن انس بود كه با قياس مخالفت مىكرد و پس از وى داود بن خلف ظاهرى پيشواى ظاهريه كه - در سنه 202 هجرى متولد و به سال 270 هجرى برابر با 833 ميلادى وفات يافته - همين شيوهء مالك را در پيش گرفته و با اهل قياس شديدا مخالفت مىنمود . پايگاه اصحاب الرأى و الاجتهاد در كوفه بود و سردستهء آنها ابو حنيفه و شاگردان او امثال قاضى ابو يوسف و محمّد بن حسن شيبانى بودند . اينها به شدت از قياس طرفدارى مىكردند و به قياس عمل مىنمودند و ابو حنيفه در اين مسير تا آنجا پيشروى كرد كه به رأس القياسيين معروف شد و فرقههاى بعدى اهل سنّت هم از قبيل شافعيه و ديگران همين روش را در پيش گرفتند . از آنجا كه اين مكتب به راحتى مىتوانست توجيهگر جنايات بنى عباس باشد ، دستگاه حاكمه زمان از آنان حمايت كرد و به يوسف مقام قضاوت بخشيد . در سايه حمايت بنى عباس اصحاب الرأى بر